از میان تصویرهایی که از سفر محمود احمدی نژاد به ملارد منتشر شده یکی هست که در آن بر فراز خودروی حامل خود ایستاده، دست ها از هم گشوده و از هر دو سو دست هایی که صاحبشان در تصویر پیدا نیست در دست های او گره خورده اند.
محمود احمدی نژاد سخن می گوید و هربار که سخن می گوید این عبارت تاریخی در ذهن آدمی تکرار می شود که:«به دست هایش نگاه کنید».
این سخن را یکبار «مارتین هایدگر» گفت خطاب به «کارل یاسپرس». با این همه هربار که دستی در هوا می چرخد و انبوهی از آدمیان را در صفوف درهم ریخته فشرده جمع می آورد این عبارت طلایی در ذهن من نیز تکرار می شود.
احمدی نژاد به راه افتاده و چشم و گوش ها را می رباید هنوز. باور نمی کنید اگر، به انبوه هوادارانش در ملارد بنگرید. می توان او را نادیده انگاشت. می توان گفت که چندان نباید جدی گرفت. نباید اعتنا کرد.
اما ظریفه ای در این میان هست و آن اینکه اینان که چنین می گویند گویی فراموش کرده اند که او در سال 84 از قضا در همین فضا و با همین تحلیل ها برآمد و در طرفه العینی بر کرسی صدرات نشست. آن روز هم عده ای بزرگمنشانه می گفتند که نباید چندان جدی گرفت او را و جریانی را که ندارد. و کمتر کسی جدی گرفت و او با تمام جدیتی که داشت و دارد به صحنه آمد و اکنون نیز آمده است.
تحلیل ها البته بسیارند. اما در میان این همه سخن بزرگان و خردمندان، یک سخن صوفیانه نیز می توان گفت و آن اینکه هرچه هست وقتی کسی می تواند به هر دلیل و با هر وسیله ای، مردمانی را در هر نقطه از این سرزمین پای سخن خود بکشاند یعنی که جدی است و باید جدی باشد؛
ملارد نخستین و واپسین جایی نیست که رییس دولت نهم و دهم را در حلقه تنگ هواداری و محبوبیت می فشارد. و اینان به همین اعداد، خلاصه نمی شوند. پس باید به درستی نگاه کرد و دانست که در او چیست که مردمانی از میان ما را تا به این اندازه شیفته می کند؟ در دست های او چیست که بسیارانی را به این سو و آن سو می راند؟ به دست های او باید نگاه کرد.
پیش از این نوشتم که جریان روشنفکری ایران هنوز نتوانسته تحلیلی خردپسند و مبتنی بر استدلال هایی متقن و نیرومند از دلایل ظهور و افول احمدی نژاد و جریان او ارائه کند. ما هنوز نمی دانیم که این جریان از کدام ریشه رستن گرفت و بالید و بر داد و میوه داد. نمی دانیم هنوز که کدام زمین و زمینه است که مستعد رویش جوانه هایی از این گونه است. هنوز تئوری نداریم. تئوری برای فهم او. تئوری برای شناخت او. و لاجرم تا این را نداشته باشیم نمی توانیم تئوری برای تکرار نشدن او بسازیم.
... و آنان که چرایی و چگونگی پدیده ها را نمی شناسند محکومند که دچار تکرار مکرر آن شوند.
اکنون و اینجا؛ بزرگان و دانایان را باید فراخواند و از آنان مطالبه کرد که در باب آنچه گذشت چیزی بگویند. نظریه ای بدهند. باید از این «توهم دانستن» خروج کنیم. از اینکه می دانیم چه شد؟ می دانیم چگونه شد؟ باید نخست بپذیریم که نمی دانیم. وگرنه باید می دانستیم که اینان که در شهرها و روستاها از پایتخت گرفته تا هرکجا، و در هر زمان و به هر مناسبت به استقبالی تا به این اندازه شورمند از احمدی نژاد می روند کیستند؟ چه می گویند؟ آن عزیزی که نامه ای چروک خورده از تنه ها و درهم فشردگی ها در دست دارد و می خواهد به هر قیمت آن را به کسی برساند که سال هاست سمتی برای رسیدگی به نامه هایی از این دست ندارد کیست؟
باید او را و دوستداران او را بشناسیم. هم به این دلیل روشن که اینان با ما همخون و همسرزمین و همسایه اند و نمی توانیم و نباید آنان را با هر عقیده ای نادیده بگیریم. و دیگر آنکه اگر شرایطی را به نفع کشور نمی دانیم باید بتوانیم از تکرار آن جلوگیری کنیم و این راهی جز ایستادن و مکث کردن و تامل نمودن و خواندن و از هیجان و شعار فاصله گرفتن و حقیقت نمایی و واقعیت شناسی ندارد.
باید آنها را و او را بشناسیم. باید به دستهایش نگاه کنیم.
منبع: ابتکار
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 3:24
علی اصغر فانی در نشست نخبگان و اقشار مختلف مردم کنگاور که در سالن کنفرانس فرمانداری کنگاور برگزار شد، با اشاره به سخنان ریاست جمهور، تصریح کرد: دولت تدبیر و امید قصد دارد که تمام قول هایی را که به مردم می دهد عملی سازد و در این راستا ۹۹۸ میلیارد تومان اعتبار همزمان با سفر ریاست جمهور به کرمانشاه اختصاص داده شد.
وی با اشاره به اینکه در دولت قبلی تورم ۴۵ درصد بود، خاطرنشان کرد: در دولت تدبیر و امید نرخ تورم یک رقمی شده است که جای خشنودی دارد.
وی با بیان رکود اقتصادی منفی ۶درصدی در دولت قبلی، اضافه کرد: در حال حاضر رشد اقتصادی مثبت ۳ درصد میباشد.
وزیر آموزش و پرورش تعداد دانشآموزان کشور را ۱۳ میلیون بیان کرد و گفت: این دانش آموزان در ۱۳۵ هزار مدرسه و با حضور بیش از یک میلیون معلم مشغول به تحصیل هستند.
فانی امیدواری مردم به آینده را از دستاوردهای مهم دولت تدبیر و امید برشمرد و گفت: در طی عمر دولت تدبیر و امید بودجه آموزش و پرورش به صورت میانگین ۸۰ درصد افزایش یافته است.
وزیر آموزش و پرورش افزایش ۲.۷ درصدی بودجه آموزش و پرورش را توجه ریاست جمهور به آموزش و پرورش برشمرد.
براساس گزارش روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، فانی با اشاره به تعداد ۷۶۰ هزار باز نشسته فرهنگی، ابراز کرد: در خصوص مشکلات بازنشستگان رایزنی هایی با سازمان کار و رفاه اجتماعی در خصوص بیمه درمانی و ترمیم حقوق بازنشستگان فرهنگی صورت گرفته است که نتیجه آن مثبت است.
ایسنا
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 3:24
زني كه مدعي بود دخترش توسط پدر سنگدل خانواده مورد تجاوز قرار گرفته، درخواست طلاق خود را به دادگاه خانواده ارائه كرد.
اين زن پس از حضور در دادگاه به قاضي گفت: حدود ۹ ماه قبل به يك ماموريت كاري رفته بودم و در اين مدت دختر ۱۰ سالهام در خانه با پدرش تنها بود. پس از اين ماموريت به مرور زمان متوجه رفتارهاي غيرعادي دخترم شدم. اين رفتارهاي غيرعادي تا آنجا ادامه داشت كه مشاور مدرسه او نيز از آنها آگاه و من را نيز در جريان گذاشت.
وي كه از نظر روحي بسيار شكسته شده بود، درباره نحوه اطلاع از تجاوز به دخترش گفت: پس از گذشتن چند ماه از ماجرا متوجه افت شديد تحصيلي دخترم در مدرسهاش شدم و افت تحصيلي و رفتارهاي غيرعادي او را به مشاورش در مدرسه اطلاع دادم. مشاور مدرسه هم پس از صحبت با دخترم، متوجه تجاوز به دختر ۱۰ سالهام شد. پس از آن من تا چند ماه رفتارهاي اطرافيان را زير نظر گرفتم اما اميدوار بودم كه اين گمان نادرست باشد.
اين زن ادامه داد: پس از گذشت چندين ماه، صحبتهاي مشاور مدرسه با دخترم نتيجه داد و او سرانجام از تجاوز پدرش پرده برداشت. وقتي اين موضوع را از زبان مشاور شنيدم نميدانستم بايد چه كنم و يا چه بگويم. پس از آن تنها سعي كردم دخترم را از پدرش دور كنم چرا كه او با يادآوري خاطرات و اتفاقات پيش آمده هر روز از نظر روحي ضعيفتر ميشد.
پس از صحبتهاي مادر ۳۴ ساله، پدر دختر در برابر قاضي حاضر شده و با ابراز پشيماني از تجاوز به دخترش عنوان كرد: اين اتفاق امري غيرارادي بوده و من خود نيز از كردهام پشيمانم.
قاضي پس از شنيدن سخنان مرد، رو به او كرد و پرسيد: پشيماني كه شما ميگوييد تنها در صورتي ميتواند موضوعيت داشته باشد كه اين عمل يك بار به وقوع پيوسته باشد اما طبق آنچه در پرونده موجود است شما چندين بار به دختر ۱۰ ساله خود تجاوز كردهايد آيا واقعا پشيماني شما حرفي درست است؟
پدر در پاسخ به سوال قاضي با اظهار ندامت دوباره از عمل خود، اظهار كرد: هر بار پس از اين عمل، عذاب وجدان شديدي به سراغم ميآمد و حتي ساعتها گريه ميكردم؛ اما گويي اين تجاوزها غيرارادي انجام ميشد و من نميتوانستم جلوي حس دروني خودم را بگيرم. حالا نيز كل هزينه درمان دخترم را تا آخرين ريال پرداخت خواهم كرد تا اين كار خود را جبران كنم.
زن پس از شنيدن سخنان همسرش تاكيد كرد كه تنها درخواستش از دادگاه طلاق و دادن حضانت بچه به اوست و بر اين اساس قاضي نيز در پايان دادگاه حكم طلاق را صادر كرد.
ایسنا
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 3:24
از میان تصویرهایی که از سفر محمود احمدی نژاد به ملارد منتشر شده یکی هست که در آن بر فراز خودروی حامل خود ایستاده، دست ها از هم گشوده و از هر دو سو دست هایی که صاحبشان در تصویر پیدا نیست در دست های او گره خورده اند.
محمود احمدی نژاد سخن می گوید و هربار که سخن می گوید این عبارت تاریخی در ذهن آدمی تکرار می شود که:«به دست هایش نگاه کنید».
این سخن را یکبار «مارتین هایدگر» گفت خطاب به «کارل یاسپرس». با این همه هربار که دستی در هوا می چرخد و انبوهی از آدمیان را در صفوف درهم ریخته فشرده جمع می آورد این عبارت طلایی در ذهن من نیز تکرار می شود.
احمدی نژاد به راه افتاده و چشم و گوش ها را می رباید هنوز. باور نمی کنید اگر، به انبوه هوادارانش در ملارد بنگرید. می توان او را نادیده انگاشت. می توان گفت که چندان نباید جدی گرفت. نباید اعتنا کرد.
اما ظریفه ای در این میان هست و آن اینکه اینان که چنین می گویند گویی فراموش کرده اند که او در سال 84 از قضا در همین فضا و با همین تحلیل ها برآمد و در طرفه العینی بر کرسی صدرات نشست. آن روز هم عده ای بزرگمنشانه می گفتند که نباید چندان جدی گرفت او را و جریانی را که ندارد. و کمتر کسی جدی گرفت و او با تمام جدیتی که داشت و دارد به صحنه آمد و اکنون نیز آمده است.
تحلیل ها البته بسیارند. اما در میان این همه سخن بزرگان و خردمندان، یک سخن صوفیانه نیز می توان گفت و آن اینکه هرچه هست وقتی کسی می تواند به هر دلیل و با هر وسیله ای، مردمانی را در هر نقطه از این سرزمین پای سخن خود بکشاند یعنی که جدی است و باید جدی باشد؛
ملارد نخستین و واپسین جایی نیست که رییس دولت نهم و دهم را در حلقه تنگ هواداری و محبوبیت می فشارد. و اینان به همین اعداد، خلاصه نمی شوند. پس باید به درستی نگاه کرد و دانست که در او چیست که مردمانی از میان ما را تا به این اندازه شیفته می کند؟ در دست های او چیست که بسیارانی را به این سو و آن سو می راند؟ به دست های او باید نگاه کرد.
پیش از این نوشتم که جریان روشنفکری ایران هنوز نتوانسته تحلیلی خردپسند و مبتنی بر استدلال هایی متقن و نیرومند از دلایل ظهور و افول احمدی نژاد و جریان او ارائه کند. ما هنوز نمی دانیم که این جریان از کدام ریشه رستن گرفت و بالید و بر داد و میوه داد. نمی دانیم هنوز که کدام زمین و زمینه است که مستعد رویش جوانه هایی از این گونه است. هنوز تئوری نداریم. تئوری برای فهم او. تئوری برای شناخت او. و لاجرم تا این را نداشته باشیم نمی توانیم تئوری برای تکرار نشدن او بسازیم.
... و آنان که چرایی و چگونگی پدیده ها را نمی شناسند محکومند که دچار تکرار مکرر آن شوند.
اکنون و اینجا؛ بزرگان و دانایان را باید فراخواند و از آنان مطالبه کرد که در باب آنچه گذشت چیزی بگویند. نظریه ای بدهند. باید از این «توهم دانستن» خروج کنیم. از اینکه می دانیم چه شد؟ می دانیم چگونه شد؟ باید نخست بپذیریم که نمی دانیم. وگرنه باید می دانستیم که اینان که در شهرها و روستاها از پایتخت گرفته تا هرکجا، و در هر زمان و به هر مناسبت به استقبالی تا به این اندازه شورمند از احمدی نژاد می روند کیستند؟ چه می گویند؟ آن عزیزی که نامه ای چروک خورده از تنه ها و درهم فشردگی ها در دست دارد و می خواهد به هر قیمت آن را به کسی برساند که سال هاست سمتی برای رسیدگی به نامه هایی از این دست ندارد کیست؟
باید او را و دوستداران او را بشناسیم. هم به این دلیل روشن که اینان با ما همخون و همسرزمین و همسایه اند و نمی توانیم و نباید آنان را با هر عقیده ای نادیده بگیریم. و دیگر آنکه اگر شرایطی را به نفع کشور نمی دانیم باید بتوانیم از تکرار آن جلوگیری کنیم و این راهی جز ایستادن و مکث کردن و تامل نمودن و خواندن و از هیجان و شعار فاصله گرفتن و حقیقت نمایی و واقعیت شناسی ندارد.
باید آنها را و او را بشناسیم. باید به دستهایش نگاه کنیم.
منبع: ابتکار
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 13:18
زني كه مدعي بود دخترش توسط پدر سنگدل خانواده مورد تجاوز قرار گرفته، درخواست طلاق خود را به دادگاه خانواده ارائه كرد.
اين زن پس از حضور در دادگاه به قاضي گفت: حدود ۹ ماه قبل به يك ماموريت كاري رفته بودم و در اين مدت دختر ۱۰ سالهام در خانه با پدرش تنها بود. پس از اين ماموريت به مرور زمان متوجه رفتارهاي غيرعادي دخترم شدم. اين رفتارهاي غيرعادي تا آنجا ادامه داشت كه مشاور مدرسه او نيز از آنها آگاه و من را نيز در جريان گذاشت.
وي كه از نظر روحي بسيار شكسته شده بود، درباره نحوه اطلاع از تجاوز به دخترش گفت: پس از گذشتن چند ماه از ماجرا متوجه افت شديد تحصيلي دخترم در مدرسهاش شدم و افت تحصيلي و رفتارهاي غيرعادي او را به مشاورش در مدرسه اطلاع دادم. مشاور مدرسه هم پس از صحبت با دخترم، متوجه تجاوز به دختر ۱۰ سالهام شد. پس از آن من تا چند ماه رفتارهاي اطرافيان را زير نظر گرفتم اما اميدوار بودم كه اين گمان نادرست باشد.
اين زن ادامه داد: پس از گذشت چندين ماه، صحبتهاي مشاور مدرسه با دخترم نتيجه داد و او سرانجام از تجاوز پدرش پرده برداشت. وقتي اين موضوع را از زبان مشاور شنيدم نميدانستم بايد چه كنم و يا چه بگويم. پس از آن تنها سعي كردم دخترم را از پدرش دور كنم چرا كه او با يادآوري خاطرات و اتفاقات پيش آمده هر روز از نظر روحي ضعيفتر ميشد.
پس از صحبتهاي مادر ۳۴ ساله، پدر دختر در برابر قاضي حاضر شده و با ابراز پشيماني از تجاوز به دخترش عنوان كرد: اين اتفاق امري غيرارادي بوده و من خود نيز از كردهام پشيمانم.
قاضي پس از شنيدن سخنان مرد، رو به او كرد و پرسيد: پشيماني كه شما ميگوييد تنها در صورتي ميتواند موضوعيت داشته باشد كه اين عمل يك بار به وقوع پيوسته باشد اما طبق آنچه در پرونده موجود است شما چندين بار به دختر ۱۰ ساله خود تجاوز كردهايد آيا واقعا پشيماني شما حرفي درست است؟
پدر در پاسخ به سوال قاضي با اظهار ندامت دوباره از عمل خود، اظهار كرد: هر بار پس از اين عمل، عذاب وجدان شديدي به سراغم ميآمد و حتي ساعتها گريه ميكردم؛ اما گويي اين تجاوزها غيرارادي انجام ميشد و من نميتوانستم جلوي حس دروني خودم را بگيرم. حالا نيز كل هزينه درمان دخترم را تا آخرين ريال پرداخت خواهم كرد تا اين كار خود را جبران كنم.
زن پس از شنيدن سخنان همسرش تاكيد كرد كه تنها درخواستش از دادگاه طلاق و دادن حضانت بچه به اوست و بر اين اساس قاضي نيز در پايان دادگاه حكم طلاق را صادر كرد.
ایسنا
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 13:18

پس از تجمع اعتراض آمیز عدهای از سینماگران تصویری از یک پزشک با جملاتی توهین آمیز خطاب به داریوش مهرجویی در شبکههای اجتماعی پخش شد. این تصاویر موجی از انتقادات را از سوی سینماگران ایجاد نمود که نمونهای از این انتقادات در ادامه آمده است:
بهنوش بختیاری:
چندسال پیش افتخار داشتم سه ماه به عنوان منشی صحنه فیلم مهمان مامان کنار استاد بزرگ کارگردانی و انسانیت عالیجناب داریوش مهرجویی باشم....روزایی سخت وجز شرف و کاربلدی و روراستی و دانش فراوان و سختکوشی و صداقت از ایشون ندیدم....من فقط راجع به این عکس دارم حرف میزنم...کاری به هیچی ندارم...جامعه سینماهنوز داغدارافتخارشان اقای عباس کیارستمی عزیزدل هستند....وبا چنین عکسی مواجه میشن....و حالا به ما ثابت شد که گنجینه سینمامون رو که خیلیا ایران رو با نامش میشناختن..عالیجناب عباس کیارستمی...رو با سهل انگاری و بی توجهی ازبین بردید..همین صحنه دلیل محکمی بر ناجوانمردی بعضی پزشکان است....تاکید میکنم بعضی...پزشکی که سوگند خورده باید چنین کاغذی دست بگیرد؟؟دهان اقای مدیری رو بستید...خودمن شاهد بودم که وقتی مادرم بیمارستان بود دهان مرا هم بستید ...با هوچی گری و اجازه ای که دولت به بعضی از مردم داده که به هنرمند جماعت هرچی عشقتونه بگید....ما پشتتونیم...اما این قصه همینجا تموم نمیشه..به بد کسی توهین کردید.وتهمت زدید..به پیج آقای حامد بهداد وپسر آقای کیارستمی یه سر بزنید. .آقای مهرجویی تمام قد ازتون دفاع میکنیم...پشیمان خواهند شد ..عکس رو ببینید...قضاوت با شما.....یاعلی
رضا داوود نژاد:
سارا،،،،پرى،،،درخت گلابى...بانو...اجاره نشينها...ميكس...مهما ن مامان...سنتورى...شيرك...وووووو
مرتيكه عوضى خجالت بكش ...هم جامعه شريف پزشكى رو با روپوشت زير سوال ميبرى هم گنج طلاى يه فرهنگ سازو كه داغ داره رفيق پنجاه سالشه..خجالت بكش...
لادن طباطبایی:
عجب....
واقعا چه خبره؟؟؟؟
یکی خطا کرده...خب دادگاه نظر میده، تکلیف معلوم میشه. چرا بقیه به خودشون میگیرن ؟؟؟
قدیما میگفتن چوب رو برداری گربه دزده میکنه...
یک عده واقعا فکر میکنن مملکت قانون نداره..
توهین به این واضحی؛ دوستان اهل قانون بفرمایند چه جزایی داره؟؟؟؟
اصلا زبونم بند اومد، نمیدونم چی بگم...
پ.ن.. به عقیده من جامعه پزشکی ، خودش باید پیگیر پرونده مرحوم آقای کیارستمی باشه....
مثل جامعه سینمایی که باید پیگیر این توهین و تهمت باشه....
پ.ن. دو. جامعه پزشکی ایران، مثل هر جامعه دیگه ای ، میتونه افراد غیر متعهدی بین خودش داشته باشه. این چیز عجیبی نیست و هرگز از ارزش و قداست پزشکان دلسوز و متعهد ما کم نمی کنه. امیدوارم پزشکان بلند پایه و ارزشمند کشورمون که باعث افتخار و دلگرمی مردم ما هستند، خودشون رو با این عده معدود مقایسه نکنند و مقام خودشون رو پایین نیارن.
پ.ن. سه. اگر این عکس حقیقت داشته باشه ، توهین فضاحت بار عاملان این حرکت رو ، توهین به خودم میدونم و مصرا خواستار مجازات و اعاده حیثیت آقای مهرجویی هستم.
اميراحمد انصاري
توهين به شعور ما،تنها كاري است كه بعضي از پزشكان ايران در حال حاضر انجام مي دهند.آقايان و خانم هاي به اصطلاح پزشك،به جاي توهين و افترا به جامعه هنري و مردم آگاه،چه بهتر بود كه اشتباه عضوي از خود را مي پذيرفتيد و بعد از يك محاكمه صادقانه، نه از روي حمايت هاي متعصبانه صنفي، نظام پزشكي وي را براي اعاده حيثيت خودتان باطل مي كرديد.كوته فكري شما در تاريخ خواهد ماند.شما تا هميشه و يك روز بيشتر بدهكار فرهنگ جامعه جهاني هستيد و ننگ فوت عباس كيارستمي بر پيشاني شما خواهد ماند.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 13:18
در حالی که از مدرسه به عنوان یکی از کانالهای اولیه جامعه پذیری و فرهنگ پذیری یاد می شود و نقش آن در تربیت و ساختن نسل آینده کاملا روشن است، متاسفانه در مواردی میتوان از مقولاتی سراغ گرفت که به جای تعمیر و تثبیت فرهنگ، تخریب آن را در پی دارد.
بی گمان پیجویی برخی از بخشهای ولنگاری فرهنگی را میتوان در تصمیمات نسنجیده و احتمالا هماهنگ شدهای انجام داد که معمولا رسانهای میشوند و جز خسارت از دل آنها نمیتوان چیز دیگری سراغ گرفت.
در اینجا نمونه ای از به اصطلاح جشنهای فارغ التحصیلی در یکی از دبیرستانهای تهران را مشاهده می کنید که بزعم مسئولان مدرسه نشاط آفرین است و بزعم مخاطب نمونه ای از ولنگاری فرهنگی،جشنی که با به اصطلاح هنرنمایی برندی بنام نوه فردین، بازیگر فیلمهای فارسی قبل انقلاب برگزار شد.
مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمیکند.
فایل آنرا از اینجا دانلود کنید: video/mp4
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 27 تير 1395 ساعت: 4:05
این عبارت پایانی یعنی میزان درآمد شخصی با هزینههای او برابری ندارد و یحتمل به گونه ای زندگی کرده و در نگاه مردم کوچه و بازار دست به جیب شده است که این ابهام برای اطرافیان به وجود آمده در نهایت تنها به همین یک جمله بسنده کردهاند: «دخل و خرج فلانی نمیخواند!»
پس از آن که از اواخر اردیبهشت و با برملا شدن چند فیش در حوزههای بیمه و بانک، چالش ویرانکننده پیش روی دولت قرار گرفت! هرازگاهی و از سوی کسانی که تاریخ تولد دلواپسی آنان با روز انتخاب حسن روحانی به عنوان ریاست عالیه دولت یازدهم منطبق است برخی به اصطلاح
افشاگریها، خود دردسری شد که یا مجبور به عذرخواهی و تصحیح شدهاند (برای نمونه روایت از بیخ و بن اشتباه پاداشهای چند صد میلیونی جهانگیری)، یا برای رد گم کردن و از قافله افشاگریها عقب نماندن دست به جعل فیش به طرزی ناشیانه کردهاند تا آن حد ساده انگارانه و کودکانه که اساسا جامعه نه تنها آن را باور نکرد که به آن ذرهای نیز توجه ننمود و در نهایت بودند کسانی که برای خالی نبودن عریضه اما به گمان خود زیرکانه! حکم کارگزینی را به جای فیش حقوقی منتشر کرده پس از مدت ها دست به قلم شده، از معاون اول رئیس جمهور قویاً خواستار این مهم شدند که برای فلان و بهمان! بهتر است بیتالمال را به جای اصلی خود بازگردانند و اما با اعلام درآمد یا همان دخل حداد عادل که خود به صراحت گفته است از محل دانشگاه است و فرهنگستان! دچار یک نوستالوژی و بازگشت به گذشته در کسری از ثانیه شدیم! حدادعادل در یک برنامه تلویزیونی ـ «صددرصد» صداوسیمای اصفهان ـ (برنامهای که خود حاشیهساز شد!) در مورد فیش حقوقی و منابع درآمدی میگوید: «از روزی که انقلاب پیروز شد، تاکنون در سمتهای مختلفی خدمت کردهام؛ ولی وقتم را صرف کسب درآمد نکردهام و هدف اصلی من خدمت به مردم بوده. تمامی سمتهای من در یک ردیف قرار دارد و تنها منبع درآمدی من بهعنوان استاد هیات علمی در دانشگاه تهران با پایه بالا مبلغ هشتمیلیون و صد هزار تومان و در فرهنگستان ادب هم میزان سه میلیون تومان است. بنده در کل دوران کار کردم در مجلس هیچ پولی دریافت نکردم و از مابقی بنیادهایی که در آنجا فعالیت میکنم نیز تاکنون دیناری نه به عنوان عیدی و نه حقوق و هیچچیز دیگر نگرفتهام.»
بازگشت به دو سال قبل
موضوع برمیگردد به اردیبهشت 1393، به
13 اردیبهشت! نمایشگاه کتاب بیست و هفتم؛ جایی که غلامعلی حداد عادل، نماینده وقت مجلس در گفت و شنودی صمیمانه! به خبرنگاران چند جمله به یاد ماندنی میگوید:
ـ «من به طور متوسط روزانه 10 جلد کتاب به کتابخانهام اضافه میکنم که ماهانه رقمی نزدیک به 300 جلد کتاب میشود.» (فارس13/02/1393)
با عنایت به قیمت کتاب در همان سال یعنی 1393 «روزانه 10 کتاب، ماهانه 300جلد، در سال بیش از 3600جلد کتاب خریداری میشود و از آن جایی که حوزههای مطالعاتی و دلخواه حداد عادل را میدانیم و ایضاً قیمتهای
کتابها در آن حوزهها را؛ با یک حساب سرانگشتی ایشان سالانه حدود یک میلیارد ریال (1.000.000.000)بابت خرید کتاب پرداخت میکنند و این یعنی شخصی که میخواهد بخشی از درآمدش را به کتاب خریدن اختصاص دهد ـ حتی با میانگین رقم خوشبینانه 50درصد!ـ باید طی 12 ماه مجموع درآمدهای وی (یا همان«دخل») بیش از 2 میلیارد ریال یا به
تعبیری ماهانه 17 میلیون تومان باشد که وقتی نیمی از آن را به خرید کتاب اختصاص می دهد در اقتصاد خانواده دچار نقصان و مشکل نشود. جدای از این حساب و کتابها و بدون پرداختن به این مسئله که وقتی حداد عادل معتقد است کتابخانههای عمومی گسترش یابد و تقویت شود چه لزومی دارد روزانه 10 کتاب خریداری شود آن گاه ماجرا جالب و تامل برانگیز میشود که این نماینده سابق مجلس دو سال بعد چنین ادعایی را مطرح ساخته که درآمد ماهانه وی در حدود 11 میلیون و 100 هزارتومان است که این رقم با کسر افزایش های سنواتی قطعا دو سال پیش زیر ده میلیون تومان بوده است که اگر چنین رویهای خواسته باشد ادامه دار باشد با همه افزایشهای داده شده در قیمت کتابها و حقوق و دستمزد، همه 11 میلیون و 100 هزار تومان درآمد حداد عادل صرف خرید کتاب میشود.
دخل و خرجی که نمی خواند!
در این جا چند فرضیه قابل ارائه است:
الف: بخش یا بخشهای مهمی از کتابهای وارد شده به کتابخانه حداد عادل که معلوم نیست چه وسعتی را به خود اختصاص داده است تا هم اکنون اهدایی و در اصطلاح رایگان است!
ب: حداد عادل در اعلام درآمد فعلی خود اندکی فروتنانه برخورد کرده! حداقل درآمدهای خود را مطرح ساخته یا آن بخش از درآمدهایی را رسانهای کرده است که در قالب فیش حقوقی می گنجیده است!
ج: خرید روزانه 10، ماهانه 300 و سالانه 3600کتاب شوخی است!
د: در هنگام اعلام رقم درآمدها! آن صحبت صمیمانه! با اصحاب رسانه از ذهن آقای حداد عادل بیرون رفته باشد.
گزینه «الف» منتفی است زیرا بر اساس متن مصاحبه اخیر که وی مدعی است: «...از مابقی بنیادهایی که در آنجا فعالیت میکنم نیز تاکنون دیناری نه به عنوان عیدی و نه حقوق و هیچچیز دیگر نگرفتهام.» احتمالا حداد عادل اهل قبول هدیه و غیره و ذلک نیست.
در مورد گزینه «ب» در انتها توضیحاتی خواهیم داد اما گزینه «ج» هم نمیتواند صحیح باشد زیرا کتاب و کتابخوانی مقولهای نیست که شوخی بردار باشد! گزینه «د» اساسا درست و نادرست آن موردنظر ما نیست و اما در مورد گزینه ب:
اگرچه معتقدیم باید شفافسازیهایی صورت پذیرد و حقوقهای کلان و غیر قابل توجیه! همه جانبه بررسی شود بدین معنا که گیرنده و ریشه این دریافت و پرداختها کاملا و به دور از موضعگیریهای سیاسی روشن شود اما اصراری هم به اعلام داوطلبانه فیش حقوقی افراد و چهرههایی خاص از جمله حداد عادل نداریم زیرا هر عدد خود ابهامی است که بحث و گفت و شنودهایی را در سطح جامعه شیوع می دهد که در مجموع برای بازسازی اعتماد عمومی خوب و سازنده نمیتواند تلقی شود. مردم فرض را حتما بر این می گذارند که برخی اساسا نیازی به فیش و حقوق و غیره ندارند چون راههای درآمدی متعددی پیش روی خود دارند برای مثال میتوانند بگویند حداد عادل اگر برای هر مسئولیتش یک میلیون تومان دریافت کند به خودی خود و براساس تعدد مسئولیتها و مشاغلی که دارند خیلی راحت میتوانند نه سالانه 3600 جلد که حتی 5000 جلد کتاب ناب و به روز خریداری کنند! که ما این را حق آقای حدادعادل میدانیم و اعتراضی به آن نداریم.
نکته دیگر این که وقتی صحبت بر سر حقوق و دستمزدهای کلان و خلاف قانون و عرف است حتما منظور بررسی کنندگان اشخاصی مثل حداد عادل نخواهد بود حال وقتی کسی به دایره درآمدی عدهای کاری ندارد یعنی آن عده را بینیاز از بررسی میداند پس دیگر لزومی ندارد اعداد و ارقامی اعلام شود که خود زمینهساز حرف و حدیثهای بعدی باشد.
و در پایان شایسته نیست شخصیتی مثل حداد عادل رقم و عددی را مشخصا به عنوان حقوق و غیره اعلام کند که یا کسی باور نکند یا باعث شود این ابهام به وجود آید که مثلا وقتی در ماه 11 میلیون 100و هزار تومان حقوق و دستمزد در اختیار داشته باشد اولا چه لزومی دارد بیشتر آن را به خرید کتاب اختصاص دهد آن هم کتابهایی که شاید سالها حتی تورق هم نشود و دیگر آن که به فرض صحت همه ادعاها! از خرید 3600 جلدی کتاب در سال گرفته تا حقوق و دستمزد 11 میلیون و 100 هزار تومانی! پس اقتصاد و معیشت خانواده از چه راهی تامین می شود و ...
از دید حداد عادل برای راه نیافتن به مجلس راههای بهتر و آسانتری از اعلام حقوق و دستمزد نیز وجود دارد راههایی آسان و بهتر که زمینه ساز بسیاری از اگر و اماها نمی شود و اما یک سوال:
در اعلام حقوق و دستمزد حداد عادل، کسی که سالانه حدود یک میلیارد ریال صرف فقط خرید کتاب می کند! چه ضرورت و الزامی نهفته است؟!
آفتاب یزد
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 26 تير 1395 ساعت: 6:49
اکثر پاداش اعضای هیأت مدیره صندوق ذخیره فرهنگیان به عنوان کمک به صندوق عودت داده شده است.
در پی درج گفت و گویی در این خبرگزاری با ابراهیم سحرخیز معاون سابق وزارت آموزش و پرورش تحت عنوان «سکونت مسئولان آموزش و پرورش در خانههای سازمانی/ پاداش چند صد میلیونی در صندوق ذخیره فرهنگیان» که در تاریخ 30 خرداد امسال منتشر شد، صندوق ذخیره فرهنگیان توضیحاتی را ارائه کرد:
پاداش هیأت مدیره برای سال های مالی 1392و 1393 بر اساس ماده 134 قانون تجارت و بر مبنای ماده 13 وظایف و اختیارات هیأت امنای مؤسسه مندرج در اساسنامه مؤسسه و مصوبه هیأت امنا صورت پذیرفته که ارقام مذکور اکثرا در همان تاریخ به عنوان کمک به صندوق عودت داده شده است. مضافا آنکه در سال مالی منتهی به 31 شهریور 94 تاکنون هیچ وجهی بابت پاداش به اعضای هیأت مدیره پرداخت نگردیده است.
فارس
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 26 تير 1395 ساعت: 6:49
روزنامه كيهان در مطلبي با عنوان "عقدهگشایی ارشاد علیه کیهان به نیابت از مدیریت اشرافی" نوشت:
طبق جدول مندرآوردی ارشاد، روزنامههایی مانند ایران، اطلاعات، خبر ورزشی (وابسته به معاون مطبوعاتی)، خراسان، دنیای اقتصاد و شرق در رتبه یک قرار گرفتهاند.
در رتبه دوم نیز نام روزنامههای اعتماد و جمهوری اسلامی، دیده میشود. وزارت ارشاد در رتبه سوم نام کیهان را در کنار روزنامههایی مانند فرهیختگان، صمت، شهروند، آسیا، جهان صنعت، آفتاب یزد و آرمان قرار داده است.
این عقدهگشایی «رو» که از ابتذال متولیان امر در وزارت ارشاد حکایت میکند، در حالی است که همین طیف بهتر از هر کس از تعداد پرحجم مخاطبان کیهان و اثرگذاری بلامنازع آن در افکار عمومی خبر دارند. یک نمونه از این اثرگذاری اجتماعی را میتوان در روشنگری نسبت به عملکرد مدیریت اشرافی و حقوقهای نجومی آنها مشاهده کرد که با وجود مالهکشی کنتراتی دهها نشریه درجه یک دولتی یا در اجاره دولت، تبدیل به یک مطالبه اجتماعی شده است. عملکرد مشابه را در زمینه روشنگری نسبت وعدههای خلاف واقع درباره برجام میتوان مشاهده کرد هر چند که طبیعتاً به مذاق ویژهخواران مدیریت اشرافی از قبیل وزارت ارشاد تلخ بیاید و به برخی عقدهگشاییهای سخیف و کودکانه منتهی شود.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 26 تير 1395 ساعت: 6:49
مو سفید نه تنها یکی از معضلات دوران پیری است بلکه بسیاری افراد از سنين جواني با آن مواجه مي شوند و يكي از شكايت هاي هميشگي آنها رنگ كردن مداوم موها مخصوصا با رنگ هاي شيميايي است.
رنگ موهای زیادی در بازار وجود دارد که برای پوشاندن سفیدي مو از آن ها استفاده می شود اما همه این رنگ ها شیمیایی بوده و استفاده مداومشان برای سلامتی مضر است.
راه حل های بسیاری برای برطرف کردن سفیدی مو وجود دارد اما ما به شما یکی از بهترین راهکارهای طبیعی و سالم را توصیه می کنیم.
دستورالعمل:
پنج سیب زمینی را پوست گرفته و در یک ظرف حاوی دو لیوان آب ريخته و آن را روی حرارت قرار دهيد پس از اینکه اولین حباب های نشانه جوشیدن آب را مشاهده کردید باید پنج دقیقه صبر کرده و سپس ظرف را از روی حرارت بردارید،مي توانيد برای معطر شدن رایحه این ترکیب معجزه آسا روغن های طبیعی رزماری یا اسطوخودوس به آن اضافه کنید.
طرز استفاده این ترکیب معجزه گر:
ابتدا موهای خود را مثل همیشه بشویید سپس این ترکیب را روی پوست سر خود ماساژ دهید و پس از مدت کوتاهی می بینید که دیگر از تارهای موی سفید در سرتان خبری نیست.
باشگاه خبرنگاران
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 25 تير 1395 ساعت: 14:36
به گزارش ساعت 24 به نقل از فارس، قاضی ناصر سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور در برنامه تیتر امشب که با موضوع بررسی حقوقهای نجومی برگزار شد گفت: رئیس دستگاه نظارتی یک ساله است که در حال حاضر این سمت در اختیار آقای نوبخت است، از مجلس شورای اسلامی دو عضو، از قوه مجری و دولت 3 عضو و در مجموع؛ این دستگاه 7 عضو دارد.
رئیس سازمان بازرسی کل کشور در ادامه گفت: بودجه در اختیار دیوان محاسبات است که در پایان هر سال، گزارش خود را تقدیم مجلس می کند به این ترتیب پرداخت حقوق ها زیر مجموعه مجلس بوده که باید در این زمینه دقت بیشتری می کرد، از سوی دیگر تطبیق مواد قانونی با امور جاری کشور نیز بر عهده مجلس است.
وی افزود: سازمان بازرسی مسئول بررسی امور جاریه کشور است تا اگر جایی بر خلاف قانون واقع شد را به سرعت اطلاع رسانی کند؛ وظیفه ما نظارت بر حسن جریان امور و اجرای آن است، اما صحت این قوانین برعهده ما نیست بلکه برعهده مجلس است که پس از ابلاغ، ما موظف به اجرای صحیح قوانینی هستیم که پیشتر مجلس صحت آن را تایید کرده است.
وی ادامه داد: گزارش سازمان بازرسی محرمانه است و ما هم متوجه این امر شده بودیم اما دلیل آنکه اطلاع رسانی نکردیم این بود که مدیر مربوطه به اخطارهای ما بی توجه بوده است به عنوان مثال مدیر بانک رفاه که ما پیشتر نسبت به تصدی ایشان به وزیر تعاون و اقتصاد هشدار داده بودیم اما به هشدارهای ما توجهی نشد و در نهایت در کانون توجه رسانه ها قرار گرفت.
وی تاکید کرد: ما صددرصد وظایف قانونی خود را انجام دادیم، ما بیش از 2 سال است که در حال اقدام و پیگیری هستیم اما نتیجه ای دریافت نکردیم، در زمینه بیمه مرکزی نیز هشدارها را به دولت محترم دادیم و حتی از سوی مجلس نیز این هشدارها داده شد اما تنها شاهد بی توجهی هایی بودیم و عملا کاری صورت نگرفت.
سراج تصریح کرد: شرکت دماوند نیز هشدارهای مشابهی دریافت کرد اما در کمال تعجب به افزایش 40 درصدی حقوقهای مدیرعامل و هیئت مدیره انجامید و هیچ مبلغی نیز عودت داده نشد؛ بانک سپه، شرکت امید و غیره نیز هشدارهای مشابهی دریافت کردند که در نهایت حقوق مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره تحت عنوان پاداش و حق شرکت در جلسات افزایش چشمگیری یافت و ریالی عودت داده نشد.
وی تاکید کرد: همین الان 50 پرونده تخلف همراه بنده است، البته تعداد این شرکتها بیش از این حرفهاست، البته این شرکتها بایستی از قانون تمکین می کردند که نکردند، مدیرعامل بانکی درآمد ماهانه اش تنها 40 میلیون تومان است و از وام دریافتیش 300 میلیون تومان آن هم با سود 1 درصد باقی مانده است؛ با این مورد چه کار باید کرد؟ حال این بانکها هلدینگهایی هم دارند که هرکدام فعالیت اقتصادی خاص خود را دارند، متاسفانه بسیاری از گزارشهای ما با بی توجهی کامل روبرو شده و همین امر موجب سرخوردگی تیم ما می شود.
وی افزود: البته ما مدیران خدومی داریم که متاسفانه بدون آمار دقیقی اعلام می شود که ما 950 مدیر دزد داریم، آیا این رفتار صحیح است و آیا بازی با آبروی مردم کار صحیحی است؟ بیش از 70 درصد از این مدیران تا 20 میلیون تومان حقوق می گیرند، 27 درصد 20 تا 30 میلیون و تنها 3 درصد حقوقی بیش از 40 میلیون تومان دریافت کرده اند؛ یعنی رسانه ها 950 نفر را قربانی این 3 درصد کرده اند که کار شایسته ای نبوده است.
وی گفت: در نهایت توپ در زمین قوه قضائیه می افتد و مردم انتظار برخورد با این 950 مدیر متخلف را دارند، قوه قضائیه با این مطالبات مردمی چه باید بکند؟
وی تصریح کرد: در سال 90 قانون صندوق توسعه ملی تصویب و اجرایی شد، اما چرا کمیسیون تلفیق این قانون را ابطال نکرد؟ این قانون به صراحت دست مدیرعامل را برای اعمال هرمقدار از حقوق تحت عناوین مختلف باز می گذارد، گزارشهای تنظیمی ما یک سال مالی عقب است و در مجموع 6 گزارش آماده کردیم که مبلغ آن بیش از ده ها میلیارد تومان است که تمامی آنها را به بیت رهبری ارجاع داده ام، از سوی دیگر مجلس قانونی را تصویب کرد که در تمامی کشورهای دنیا منسوخ شده است که اگر اجرایی شود اوضاع کشور و در نهایت صندوق توسعه نگران کننده ای خواهد شد.
سراج افزود: تا کنون در کل کشور 602 مدیر کشور را احصاء کردم و همه حقوقشان را محاسبه کردم. نفرات بیش از 50 میلیون تومان و آخرین حدود 5 میلیون تومان است.
وی ادامه داد: ما برخی ها را فیش ازشان گرفتیم و در حال بررسی است. بیش از یک میلیارد تومان گرفتیم از این مدیران که خودشان این مبالغ را برگرداندند. اگر دولت با توجه به مصوبه رئیس جمهور خود دولت اقدام کند که خیلی خوب است. من تشکر می کنم از وزیر اقتصاد آقای طیب نیا که 9 مدیر را عزل کردند. وزیر اقتصاد به من گفتند که من ادامه می دهم و تا جایی که مدیران وزارت اقتصاد تخلف کرده باشند، پیگیری خواهم کرد.
سراج تصریح کرد: هر دو قوه مقننه و قوه مجریه در حال تدوین قانون هستند من خواهش می کنم تعجیل نکنند تا یک قانون جامعی تدوین شود.
رئیس سازمان بازرسی کل کشور در خصوص عزل و یا استعفای اعضای صندوق توسعه ملی نیز گفت: ما آخرین هیأت امنایی که داشتیم که باعث استعفای جمعی صندوق توسعه ملی بود، برخی مقاومت می کردند در خصوص استعفای جمعی و هر کدام نیز توجیهی داشتند. دادستان کل کشور تقاضای عزل کرد و رئیس جمهور تأکید داشتند که صد در صد اعضای هیأت امنا بروند.
کسانی که خلاف قانون کردند و مرتکب جرم شدند، به مجازات برسند. اگر بتوانیم جنبه کیفری بدهیم به این موضوع حتما برخورد خواهیم کرد.
آخرین مرحله کیفری است. اگر دولت از ابزارهاش استفاده بکند، شاید به مرحله کیفری نرسد.
سراج گفت: تمام استان ها و همکاران من موظف هستند که به جد پیگیر شوند.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 25 تير 1395 ساعت: 14:36
بازی های یورو 2016 در حالی شب گذشته به پایان رسید که رونالدو یکی از بازیکنان اصلی تیم پرتغال در اوایل بازی با تیم فرانسه در مرحله نهایی این دوره از بازیها در دقیقه 25 به علت مصدومیت از زمین خارج شد اما عدم حضور وی نتوانست مانع از قهرمانی تیمش شود چرا که وی حتی خارج از زمین، تیم را به نوعی همراهی کرد تا تیمش پیروز این رقابتها شد.
امروز در کانالهای تلگرامی مختلف، عملکرد کریستین رونالدو و احمدینژاد شبیهسازی شد و نوشتند:"رونالدو هم مانند احمدینژاد در غیاب خودش برنده شد، وقتی قوی باشی حتی اگر نباشی پیروزی".
در این راستا برخیها معتقدند احمدینژاد همانند رونالدو، که خارج از مستطیل سبز رنگ با دمیدن روح خود در جریان بازی توانست پیروزی بزرگی برای کشور، مردم و تیمش کسب کند، وی (احمدینژاد) نیز با قرار گرفتن در حاشیه رقابتهای انتخاباتی زمینه پیروزی تیم و جریانش را فراهم میکند.
در این میان برخی دیگر معتقدند جریان احمدینژاد متکی به فرد است و وی شاید نتواند با عدم حضورش در میدان رقابتها موفقیتی برای جریان خود به ارمغان بیاورد، از این رو شاید نتوان این دو گزینه را شبیه به یکدیگر دانست.
**«احمدینژاد» رونالدوی اصلاحطلبان است
حمیدرضا ترقی در واکنش به شبیهسازیهایی که بین احمدینژاد و رونالدو بازیکن تیم ملی پرتغال میشود، مبنی بر اینکه رئیس جمهور سابق نیز مانند این بازیکن میتواند جریانی را از بیرون هدایت کند، گفت: بنده به طور کل طرح موضوع وارد شدن احمدینژاد به وادی انتخابات 96 را رد میکنم.
عضو حزب موتلفه با بیان اینکه ربط هر موضوعی به انتخابات ریاست جمهوری درست نیست اظهار داشت: برخی از هر فضایی برای مطرح کردن موضوع انتخابات 96 و رقیب جلوه دادن احمدینژاد استفاده میکنند.
وی با تاکید بر اینکه این تلاشها کاملا واهی است تصریح کرد: چنین اقداماتی تنها با هدف به جریان انداختن زود هنگام انتخابات و تاثیرگذاری بر فضای کشور و منحرف کردن افکار عمومی جامعه از مشکلات فعلی است.
ترقی با اشاره به این مسئله که امروز برخورد با مفسدانی که فیشهای حقوقی کلان دریافت میکنند مهمترین دغدغه مردم است، اظهار داشت: این در حالی است که برخی افراد با مطرح کردن موضوعات جانبی به دنبال منحرف کردن افکار عمومی هستند.
عضو حزب موتلفه در ادامه گفت: پرداختن به موضوع احمدینژاد یک موضوع انحرافی است و آن را بازی در پازل اصلاحطلبان میدانم و خیلی نباید به ابعاد این موضوع توجه شود.
وی با رد شبیهسازیهایی که بین احمدینژاد و رونالدو مطرح شده است، خاطرنشان کرد: برخی با مطرح کردن چنین مباحثی تنها به دنبال مطرح کردن این فرد و رسیدن به اهداف خودشان هستند.
این فرضیه ها و اختلاف نظرها در شباهت میان احمدینژاد و رونالدو مطرح است اما باید تا پایان رقابت مانند 120 دقیقه بازی فینال یورو 2016 منتظر پایان اصلیترین رقابت سیاسی کشور که همان انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری سال 96 است، بمانیم.
باشگاه خبرنگاران
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 5:55
به گزارش ساعت 24 به نقل از فارس، قاضی ناصر سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور در برنامه تیتر امشب که با موضوع بررسی حقوقهای نجومی برگزار شد گفت: رئیس دستگاه نظارتی یک ساله است که در حال حاضر این سمت در اختیار آقای نوبخت است، از مجلس شورای اسلامی دو عضو، از قوه مجری و دولت 3 عضو و در مجموع؛ این دستگاه 7 عضو دارد.
رئیس سازمان بازرسی کل کشور در ادامه گفت: بودجه در اختیار دیوان محاسبات است که در پایان هر سال، گزارش خود را تقدیم مجلس می کند به این ترتیب پرداخت حقوق ها زیر مجموعه مجلس بوده که باید در این زمینه دقت بیشتری می کرد، از سوی دیگر تطبیق مواد قانونی با امور جاری کشور نیز بر عهده مجلس است.
وی افزود: سازمان بازرسی مسئول بررسی امور جاریه کشور است تا اگر جایی بر خلاف قانون واقع شد را به سرعت اطلاع رسانی کند؛ وظیفه ما نظارت بر حسن جریان امور و اجرای آن است، اما صحت این قوانین برعهده ما نیست بلکه برعهده مجلس است که پس از ابلاغ، ما موظف به اجرای صحیح قوانینی هستیم که پیشتر مجلس صحت آن را تایید کرده است.
وی ادامه داد: گزارش سازمان بازرسی محرمانه است و ما هم متوجه این امر شده بودیم اما دلیل آنکه اطلاع رسانی نکردیم این بود که مدیر مربوطه به اخطارهای ما بی توجه بوده است به عنوان مثال مدیر بانک رفاه که ما پیشتر نسبت به تصدی ایشان به وزیر تعاون و اقتصاد هشدار داده بودیم اما به هشدارهای ما توجهی نشد و در نهایت در کانون توجه رسانه ها قرار گرفت.
وی تاکید کرد: ما صددرصد وظایف قانونی خود را انجام دادیم، ما بیش از 2 سال است که در حال اقدام و پیگیری هستیم اما نتیجه ای دریافت نکردیم، در زمینه بیمه مرکزی نیز هشدارها را به دولت محترم دادیم و حتی از سوی مجلس نیز این هشدارها داده شد اما تنها شاهد بی توجهی هایی بودیم و عملا کاری صورت نگرفت.
سراج تصریح کرد: شرکت دماوند نیز هشدارهای مشابهی دریافت کرد اما در کمال تعجب به افزایش 40 درصدی حقوقهای مدیرعامل و هیئت مدیره انجامید و هیچ مبلغی نیز عودت داده نشد؛ بانک سپه، شرکت امید و غیره نیز هشدارهای مشابهی دریافت کردند که در نهایت حقوق مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره تحت عنوان پاداش و حق شرکت در جلسات افزایش چشمگیری یافت و ریالی عودت داده نشد.
وی تاکید کرد: همین الان 50 پرونده تخلف همراه بنده است، البته تعداد این شرکتها بیش از این حرفهاست، البته این شرکتها بایستی از قانون تمکین می کردند که نکردند، مدیرعامل بانکی درآمد ماهانه اش تنها 40 میلیون تومان است و از وام دریافتیش 300 میلیون تومان آن هم با سود 1 درصد باقی مانده است؛ با این مورد چه کار باید کرد؟ حال این بانکها هلدینگهایی هم دارند که هرکدام فعالیت اقتصادی خاص خود را دارند، متاسفانه بسیاری از گزارشهای ما با بی توجهی کامل روبرو شده و همین امر موجب سرخوردگی تیم ما می شود.
وی افزود: البته ما مدیران خدومی داریم که متاسفانه بدون آمار دقیقی اعلام می شود که ما 950 مدیر دزد داریم، آیا این رفتار صحیح است و آیا بازی با آبروی مردم کار صحیحی است؟ بیش از 70 درصد از این مدیران تا 20 میلیون تومان حقوق می گیرند، 27 درصد 20 تا 30 میلیون و تنها 3 درصد حقوقی بیش از 40 میلیون تومان دریافت کرده اند؛ یعنی رسانه ها 950 نفر را قربانی این 3 درصد کرده اند که کار شایسته ای نبوده است.
وی گفت: در نهایت توپ در زمین قوه قضائیه می افتد و مردم انتظار برخورد با این 950 مدیر متخلف را دارند، قوه قضائیه با این مطالبات مردمی چه باید بکند؟
وی تصریح کرد: در سال 90 قانون صندوق توسعه ملی تصویب و اجرایی شد، اما چرا کمیسیون تلفیق این قانون را ابطال نکرد؟ این قانون به صراحت دست مدیرعامل را برای اعمال هرمقدار از حقوق تحت عناوین مختلف باز می گذارد، گزارشهای تنظیمی ما یک سال مالی عقب است و در مجموع 6 گزارش آماده کردیم که مبلغ آن بیش از ده ها میلیارد تومان است که تمامی آنها را به بیت رهبری ارجاع داده ام، از سوی دیگر مجلس قانونی را تصویب کرد که در تمامی کشورهای دنیا منسوخ شده است که اگر اجرایی شود اوضاع کشور و در نهایت صندوق توسعه نگران کننده ای خواهد شد.
سراج افزود: تا کنون در کل کشور 602 مدیر کشور را احصاء کردم و همه حقوقشان را محاسبه کردم. نفرات بیش از 50 میلیون تومان و آخرین حدود 5 میلیون تومان است.
وی ادامه داد: ما برخی ها را فیش ازشان گرفتیم و در حال بررسی است. بیش از یک میلیارد تومان گرفتیم از این مدیران که خودشان این مبالغ را برگرداندند. اگر دولت با توجه به مصوبه رئیس جمهور خود دولت اقدام کند که خیلی خوب است. من تشکر می کنم از وزیر اقتصاد آقای طیب نیا که 9 مدیر را عزل کردند. وزیر اقتصاد به من گفتند که من ادامه می دهم و تا جایی که مدیران وزارت اقتصاد تخلف کرده باشند، پیگیری خواهم کرد.
سراج تصریح کرد: هر دو قوه مقننه و قوه مجریه در حال تدوین قانون هستند من خواهش می کنم تعجیل نکنند تا یک قانون جامعی تدوین شود.
رئیس سازمان بازرسی کل کشور در خصوص عزل و یا استعفای اعضای صندوق توسعه ملی نیز گفت: ما آخرین هیأت امنایی که داشتیم که باعث استعفای جمعی صندوق توسعه ملی بود، برخی مقاومت می کردند در خصوص استعفای جمعی و هر کدام نیز توجیهی داشتند. دادستان کل کشور تقاضای عزل کرد و رئیس جمهور تأکید داشتند که صد در صد اعضای هیأت امنا بروند.
کسانی که خلاف قانون کردند و مرتکب جرم شدند، به مجازات برسند. اگر بتوانیم جنبه کیفری بدهیم به این موضوع حتما برخورد خواهیم کرد.
آخرین مرحله کیفری است. اگر دولت از ابزارهاش استفاده بکند، شاید به مرحله کیفری نرسد.
سراج گفت: تمام استان ها و همکاران من موظف هستند که به جد پیگیر شوند.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 5:55
اما حالا پس از علنی شدن این اتفاق ماندانا دانشور که هم اکنون در کنار خانواده اش در آمریکا زندگی سر می کند نامه ای نوشته که در ادامه می خوانید
ماندانا دانشور در نامه ای که ارسال کرده است در خصوص اتفاقات میان وی و حمید گودرزی نوشت: بعنوان دفاع از شراف زن ایران باید اعلام کنم، زندگی من و حمید گودرزی مدت ها پیش به پایان رسیده بود ولی از آن جایی که من زن اصیل ایرانی هستم با سیلی صورتم را سرخ نگه می داشتم و برای حفظ زندگی خود می جنگیدم اما متاسفانه با سواستفاده هایی که از من شد تصمیم به ترک ایران گرفتم، که دوری از وطنم برایم سخت ترین چیز ممکن است.
در حال حاضر به دلیل عدم تعادل همسرم صلاح را در این دیدم تا مدتی در راه دور باشم که خبر طلاق خود را در رسانه ها خواندم در صورتی که هنوز طلاق ما حتی به دادخواست اولیه نرسیده که این خود یکی از بی احترامی های بزرگ وی به من بوده که از همین جا اعلام می کنم طلاق خود را پیگیری می کنم و بزودی خبر درست را به گوش شما می رسانم.
اما بدانید هیچ زن یا مادر ایرانی در شرایط حتی سخت، زندگی خودر ا رها نمی کند. بدانید به من و روح من چه کذشته که اگر بخواهم بگویم خود یک جلد کتاب ۵۰۰ برگی می شود در جایی که مورد تهمت قرار گرفتم و از غیرت مرد ایرانی خبری نبود! از همه چیز خود گذشتم و تنها با یک چمدان از زندگی که خود آن را ساخته بودم آمدم بیرون.
گهر
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 5:55
سابقه حضورش در کابینه محمود احمدینژاد زیاد نبود؛ چیزی حدود 6 ماه. اما همان 6 ماه هم به اندازه کافی حرف و حدیث داشت. نام اسدالله عباسی، نماینده این روزهای مردم املش در مجلس دهم، دو بار در مجلس نهم سر زبانها افتاد؛ یک بار وقتی که میخواست به عنوان جانشین عبدالرضا شیخالاسلامی از بهارستان رأی اعتماد بگیرد و بار دیگر زمانی که گزارش تحقیق و تفحص از پرونده تأمین اجتماعی دوره ریاست سعید مرتضوی قرائت شد و نام او به عنوان یکی از دریافتکنندگان کارتهای هدیه چندده میلیونی در آن آمده بود.
او در گفتوگو با روزنامه ایران میگوید که هدف آن تحقیق و تفحص «سیاسی» بوده است. همین طور که معتقد است موضوع فیشهای حقوقی هم امروز برای دولت یازدهم یک حاشیهسازی «سیاسی» است. وزیر دیروز احمدینژاد و نماینده امروز مجلس البته هنوز هم نه تنها از گرفتن آن کارتهای هدیه خبرساز دفاع میکند، بلکه دفاعی ضمنی از سعید مرتضوی، متهم ردیف اول پرونده تأمین اجتماعی هم انجام میدهد. گفتوگوی کوتاه روزنامه ایران با اسدالله عباسی هر چند از موضوع فیشهای حقوقی شروع شد، اما ناگزیر به سمت برخی اتفاقات دوره احمدینژاد هم رفت.
مجلس وارد موضوع فیشهای حقوقی شده و مرکز پژوهشها هم گزارشی در اینباره داده است. ارزیابی شما از این گزارش چه بود؟
در گزارش مرکز پژوهشها بیشتر معلولها مورد بحث قرار گرفتند ولی در واقع علتها را باید مورد بحث قرار دهیم. پرداختها باید در چارچوب دستورالعملها و قوانینی انجام شوند که مجلس هم باید پیگیری کند و ببیند که آیا در این چارچوب بوده یا نه. گزارش مرکز پژوهشها نشان میدهد که در مسیر عملکرد دستگاههای دولتی، مدیران آمدهاند و خودشان سلیقهای عمل کردهاند و نهایتاً منجر به مشکلاتی شده است. این اتفاق هم به بدنه جامعه آسیبی جدی از نظر اقتصادی و اجتماعی وارد کرده است که شاید حتی جبرانناپذیر نباشد.
شما به عنوان نماینده طیفی که حداقل از موافقان دولت آقای روحانی نیستید، فکر میکنید دولت یازدهم چقدر رأساً در این موضوع مقصر است؟ چون یکی از مناقشههای اصلی هم اکنون بر سر همین موضوع است.
ما نمیتوانیم در این موضوع انگشت اتهام به شخص یا اشخاصی خاص وارد کنیم و بگوییم که مقصر این یا آن است. ما نمایندهها نمیتوانیم چنین حرفی بزنیم. ما باید رفتارهای مثبت دولت را ببینیم و آن را هم لحاظ کنیم.
سؤال من مشخصاً ناظر به موضوع فیشهای حقوقی و نقش دولت یازدهم و داوری شما به عنوان یک نماینده اصولگرا از آن است. شما آیا مانند خیلی از منتقدان دولت مجموعه قوه مجریه را مقصر اصلی میدانید؟
این باید بررسی شود و نمیتوان پیشداوری کرد. من به لحاظ سیاسی شاید هوادار دولت یازدهم به آن شکلی که مدنظر شماست، نباشم اما معتقدم متأسفانه فضایی که در رسانهها بابت این موضوع شکل گرفته، سراسر پیشداوری و ترور شخصیتها است. این موضوع هنوز کالبدشکافی نشده و چنین روشی درست نیست، چون به هر حال بعد از این اعتماد به ارکان نظام سست میشود. نیاز این است که موضوع بررسی شود تا دستگاهها و مسئولان و عوامل مقصر شناسایی شوند. اینجا بنده به عنوان یک نماینده مستقل انتظار دارم دولت آقای دکتر روحانی مانند همان بیانیهای که ایشان دادهاند، بدون ملاحظه به مأموریت ذاتی خودشان عمل کنند.
تا الان به نظر شما این اتفاق افتاده است؟
نمیشود گفت دولت حرکتی نکرده اما هنوز خروجی از دستگاهها به دست نیامده است. مثلاً میگویند دیوان محاسبات و بازرسی کل کشور هم کارهایی کردهاند و چهار تا اسم هم مطرح شده که به نظرم نباید میشد. اما هنوز یک گزارش جامع و ریشهدار در این زمینه ندیدهایم. ما فقط گزارشهایی از اتفاقات رخ داده در دست داریم و قولهایی برای اینکه اقداماتی در آینده انجام میشود. اما چه اقداماتی؟ بنده به عنوان نماینده انتظار دارم که دیوان محاسبات به طور شفاف دستگاههای مقصر را معرفی کند. همین طور دولت و قوه قضائیه. نباید این ماجرا و پرونده آن بایگانی و به فراموشی سپرده شود.
این رهنمود خوبی است که ماجرا فراموش نشود. شما خودتان در بالاترین سطح یعنی به عنوان وزیر در دولت آقای احمدینژاد حضور داشتید. راجع به آن دولت پروندههای زیادی مطرح است و اتفاقاً بحث اصلی این است که خیلی از آنها فراموش شدهاند یا راکد ماندهاند.
من فقط میتوانم از حیطه وظایف خودم دفاع کنم. ما بدون اینکه بخواهیم به دولت قبل و دولت بعد تعصب داشته باشیم، باید به قانون تمکین کنیم.
تمکین به قانون درست است. بحث من فراموشی پروندههای بزرگ است و اینکه در دعواهای سیاسی کسی از منتقدان دولت یاد آنها نمیکند.
من به این دعواها کاری ندارم، من مسئول دیگران نیستم. این وظیفه نهادهای نظارتی است که باید بیایند و دقیقاً بررسی کنند که چه اتفاقاتی افتاده. بیایند بگویند که دولت نهم این کار را کرده، دولت دهم این کار را و قبل و بعد از آن هم این طور بوده. درباره خیلی از مسائل و از جمله فیشهای حقوقی نه میتوان گفت که دولت گذشته کاملاً پاک و مبرا بوده و این اتفاق در این دولت افتاده، نه میتوان گفت که این دولت کاملاً بیتقصیر است و همه چیز تقصیر دولت سابق است. باید براساس عقلانیت کار کرد و گروه حقیقتیابی هم تشکیل شود از سه قوه و دفتر رهبر معظم انقلاب تا این مسأله بررسی شود.
یک مسأله مهم این است که هنوز راجع به خیلی از مسائل دوران قبل پاسخ شفافی داده نشده است. مثل پرونده بزرگ تأمین اجتماعی که در وزارتخانه شما رخ داد. البته خب از قبل از آمدن شما به وزارت کار این مسأله شروع شده بود. خب در آن پرونده نام خود شما به عنوان دریافت کننده کارت هدیههای نقدی وجود داشت و هیچ وقت هم شفافسازی نکردید.
در آن مسأله برخورد سیاسی شکل گرفت و برخی از رسانهها کماکان تحمل انتقاد را ندارند و به خاطر حمایت از دولت، بیشتر دارند دولت را خراب میکنند.
سؤال من در رابطه با پرداختهای پرونده تأمین اجتماعی بود که آنجا شما هم ذینفع بودید.
تحقیق و تفحصی که انجام شد، هیچ خروجی نداشت و تنها یک گزارش بود. من قطعاً اگر مشکل داشتم، الان در مجلس نبودم و ردصلاحیت میشدم. شما ببینید که متهم ردیف اول پرونده که رئیس وقت سازمان تأمین اجتماعی بوده، آیا محکومیتی داشته یا نه.
یعنی اینکه آقای مرتضوی تا حالا حکم نگرفته، به خاطر بیتقصیر بودن ایشان است؟
من که نمیخواهم ایشان یا هر کس دیگری را تبرئه کنم. من از خودم میگویم. بیایند ببینند که در دوره تصدی بنده آیا تخلف و تخطی شده است؟ اینکه گزارشی بدهند که فلان جا این اتفاق افتاده، بدون خواستن توضیح از شخص، چنین چیزی ملاک نمیتواند باشد.
یعنی کسی از شما توضیح نخواسته بود؟
اصلاً. هیچ کس از من کوچکترین توضیحی نگرفت.
در همان پرونده اهدای کارت هدیه به شما هم مورد اشاره قرار گرفته بود.
اینها کارت خرید بودند.
شما دریافت این کارتها را قبول دارید؟
الان هم اگر شما در وزارتخانهها بروید، میبینید این موضوع هست که برای تشویق افراد نیازمند چنین کارتهایی میدهند.
ولی تنها یکی از مبالغ این کارتهای هدیه 100 میلیون تومان بود.
این مبلغ برای یک وزارتخانه که در اختیار حوزه وزارتی وزیر باشد و در سفرهای مختلف وقتی افراد نیازمند مراجعه میکنند، آیا شما توقع دارید که پول نقد در اختیار نیازمندان بگذاریم؟ یا بهتر است به جای آن یک کارت هدیه در حد 20 هزار تومان و 30 هزار تومان و 50 هزار تومان به آنها بدهیم؟
چرا اینها را از تأمین اجتماعی به شما میدادند؟ اگر وزرا چنین نیازهایی دارند، چرا از خود دولت پرداخت نمیشود؟
چون دولت چیزی به عنوان خارج از شمول نداشت، الان هم شاید نداشته باشند. به همین خاطر هم تأمین اجتماعی بودجه و اعتباراتی داشت با عنوان خارج از شمول، یعنی در اختیار خود هیأت مدیره و مدیرعامل بود که خرج کند.
الزامی هم برای هزینه کردن این مبالغ بود؟
بله. باید در چارچوب مأموریت تأمین اجتماعی خرج میشد.
ولی نمیشود اثبات کرد این مبالغ واقعاً در این چارچوبها هزینه شده است. چون امکان سوء استفاده شخصی هم از آن هست.
ببینید شما نمیتوانید مدیری را که دستگاه مبلغی را در اختیارش گذاشته و گفته شما مختار هستید این را به صلاحدید خودتان خرج کنید، بازخواست کنید یا شائبه ایجاد کنیم که این مبالغ را برای خودش استفاده کرده است. اگر این طور باشد، باید به همه چیز شک کرد.
ولی پول از منابع عمومی و بیتالمال است و باید برای هزینه کردنش سند باشد.
هر دستگاهی معاونت اداری و مالی دارد و این طور نیست که من به عنوان وزیر این کارتها را در جیبم بگذارم و هر جا رفتم، از جیبم در بیارم و به مردم بدهم. در سفرهای استانی که ما میرفتیم، وقتی افرادی مراجعه میکردند، به مسئول مالی میگفتیم که این آدم مستحق است و به آن کمکی بکنید.
بر چه اساسی این را تشخیص میدادید؟
در آنجا امام جمعه و فرماندار و خود معتمدین میگفتند که این فرد نیازمند است و تشخیص میدادند که باید کمک کنید.
بعد شما بابت تکتک آن کارتهایی که میگویید 20 و 30 و 50 هزار تومان بودند، سفارش افراد را میکردید؟ چون به هر حال یک رقم این کارتها 100 میلیون تومان بوده و برای یک وزیر خیلی وقتگیر است برای هر 30 هزار تومان یا 50 هزار تومان سفارش کند.
به هر حال اینطور هم نبود. عرض کردم که این کار، ساز و کار خودش را داشت.
شما میگویید آن مبالغ براساس مقررات به شما پرداخت شده. قسمتی از این فیشهای حقوقی کلان هم براساس مقررات انجام شده، هر چند مقررات آن غیرعادلانه و غیرمنطقی است. ولی پشت آن مقرراتی در قانون خدمات کشوری یا مشابه آن قرار داشته.
شما حرف مرا میزنید. من میگویم اگر در همین دولت آمده و در چارچوب قانون عمل کرده، خلافی نداشته است و نباید زیر سؤال برود. حالا اگر قانون مشکل داشته، این بحث دیگری است. اما اگر مدیری آمده و خلاف قانون عمل کرده، باید با آن برخورد شود. فرقی هم ندارد که نزدیک به کسی باشد یا نه. اما اینکه بیاییم این موضوع را در قالب گزارشی که پشتوانه ندارد، رسانهای کنیم را قبول ندارم. این اتفاقی که هم اکنون میافتد، ترور شخصیت است. مدیرانی هستند که همه عمر خود را در راه تلاش برای نظام گذاشتهاند و نباید فدای این سر و صداها شوند. اگر کسی تخلف کرده، طبق قانون باید با او برخورد شود. من معتقدم همان طور که پرونده تأمین اجتماعی جفا به دولت قبل بوده و بیشتر به خاطر باجگیری سیاسی انجام شد، الان هم برخی میخواهند با دولت یازدهم همین کار را بکنند.
به نظر شما دلیلش چیست؟
دلیلش هر چه هست، مجلس باید مبرا از این بحث باشد و در چارچوب قانون عمل کند و رفتار منطقی داشته باشد. من رفتار فعلی با دولت را منصفانه نمیدانم. همان طور که رفتار با دولت قبل در موضوع تأمین اجتماعی را منصفانه نمیدانستم و حاضرم زمانی بیایم و با اصحاب رسانه بنشینم و با آنها صحبت کنم تا بگویم که در این رابطه دهها و صدها دلیل و سند بیاورم که آن رفتار در قبال تأمین اجتماعی رفتاری شتابزده و سیاسی بوده است.
چرا تا الان این کار را نکردید؟
هر کاری زمانی دارد. هنوز زمانش نرسیده و بهتر است در یک فضای آرام باشد. ولی روزی من درباره پرونده تأمین اجتماعی تا آنجا که به خودم مربوط است، شفافسازی خواهم کرد.
همین الان شما با نمایندگانی در مجلس همکار هستید که استارت پرونده تأمین اجتماعی با اصرار آنها بود. با این نمایندگان در این خصوص صحبتی داشتهاید؟
بله من صحبت کردم. من خودم با آقای محجوب در این رابطه صحبت کردم و ایشان گفتند که ما آن زمان یک چیز کلی گفتیم و منظورمان این نبوده که شما خلاف کردهاید. ما منظورمان این بوده که این اتفاقات رخ داده که برخی از آن قانونی بوده و برخی هم غیرقانونی. آن موارد هم به تشخیص دادگاه و دستگاه قضایی است که ببینند چقدر غیرقانونی بوده.
شما به عنوان وزیر وقت چه ارزیابی از همین موضوع دارید؟ فکر میکنید چقدر غیرقانونی بوده؟
من بعد از دو سال میگویم اگر کارم غیرقانونی بود، حداقل دادگاه یک بار مرا احضار میکرد.
منظورم کل آن پرونده است.
کل پرونده که هنوز در دست بررسی است و تا حالا متهم اصلی هنوز هیچ جایی محکوم نشده و برخی هم هنوز تفهیم اتهام نشدهاند. آن عدهای که تفهیم اتهام نشدهاند، معلوم بود که مشکلی نداشتند تا تفهیم اتهام شوند. برخی جاها هم که مسائلی بوده، تا الان محکومیتی صادر نشده. حداقل به خود من هیچ گزارشی نشده که مثلاً فلانی در این یک مورد محکوم شده است و در این پرونده هنوز هیچ محکومیتی در کار نیست. خب اگر آن چیزهایی که برخی میگفتند با آن حجم و ابعاد وجود داشت، تا الان حداقل شاهد حکم محکومیتی میبودیم. هر چند اگر هم دستگاه قضایی حکمی دهد، قطعاً گردن همه ما در مقابل آن از مو باریکتر است.
ولی در دولت قبل وقتی میخواستند به برخی پروندهها رسیدگی کنند، آقای احمدینژاد اطراف خودش خط قرمز کشید. این با حرف شما متفاوت است.
من در حوزه مسئولیت خودم صحبت میکنم. من میگویم هر رأی قضایی برایم محترم و لازمالتمکین است. آن مسألهای که شما گفتید، به خود آقای احمدینژاد برمیگردد و باید از ایشان بپرسید.
شما آن اقدام را تأیید میکنید یا نه؟
من در موقعیتی نبوده و نیستم که بتوانم در این باره نظر بدهم. آن هم قضیهای است که باید حرف تمام طرفها را در آن شنید تا بشود راجع به آن نظر داد.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 23 تير 1395 ساعت: 16:47
اما حالا پس از علنی شدن این اتفاق ماندانا دانشور که هم اکنون در کنار خانواده اش در آمریکا زندگی سر می کند نامه ای نوشته که در ادامه می خوانید
ماندانا دانشور در نامه ای که ارسال کرده است در خصوص اتفاقات میان وی و حمید گودرزی نوشت: بعنوان دفاع از شراف زن ایران باید اعلام کنم، زندگی من و حمید گودرزی مدت ها پیش به پایان رسیده بود ولی از آن جایی که من زن اصیل ایرانی هستم با سیلی صورتم را سرخ نگه می داشتم و برای حفظ زندگی خود می جنگیدم اما متاسفانه با سواستفاده هایی که از من شد تصمیم به ترک ایران گرفتم، که دوری از وطنم برایم سخت ترین چیز ممکن است.
در حال حاضر به دلیل عدم تعادل همسرم صلاح را در این دیدم تا مدتی در راه دور باشم که خبر طلاق خود را در رسانه ها خواندم در صورتی که هنوز طلاق ما حتی به دادخواست اولیه نرسیده که این خود یکی از بی احترامی های بزرگ وی به من بوده که از همین جا اعلام می کنم طلاق خود را پیگیری می کنم و بزودی خبر درست را به گوش شما می رسانم.
اما بدانید هیچ زن یا مادر ایرانی در شرایط حتی سخت، زندگی خودر ا رها نمی کند. بدانید به من و روح من چه کذشته که اگر بخواهم بگویم خود یک جلد کتاب ۵۰۰ برگی می شود در جایی که مورد تهمت قرار گرفتم و از غیرت مرد ایرانی خبری نبود! از همه چیز خود گذشتم و تنها با یک چمدان از زندگی که خود آن را ساخته بودم آمدم بیرون.
گهر
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 23 تير 1395 ساعت: 16:47
داستان آدم هایی که مرگ را تجربه کرده و دوباره زنده شده اند همیشه عجیب و خواندنی است. این افراد ماجراهای عجیب و غریبی از دورانی که مرده بودند برای تعریف کردن دارند که بیشتر شبیه داستان و افسانه است تا واقعیت. محمود صادقی جوان 36 ساله اهل استان البرز یکی از همین افرادی است که تجربه مردن و دوباره زنده شدن را دارد. او چهار سال پیش در جریان یک حادثه ساختمانی دچار سقوط مرگباری شد و پزشکان مرگش را اعلام کردند اما بخت با او یار بود و با اینکه چند ساعت در سردخانه بود به طرز معجزه آسایی زنده شد.
حالا و با گذشت سال ها از آن حادثه، او هنوز سلامتی اش را به طور کامل به دست نیاورده و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. مردن و زنده شدن محمود و ماجراهای عجیبی که برای او رخ داده است از آن اتفاق هایی است که بیشتر در فیلم ها و داستان ها دیده و شنیده ایم و همین باعث شد به سراغ این مرد جوان برویم و با او به گفت و گو بنشینیم.

از حادثه ای که برایت رخ داد بگو.
من جوشکار هستم. 10 سالم بود که از مرند به تهران آمدم و در کنار شوهر خواهرم مشغول کار جوشکاری ساختمان شدم. چند سال طول کشید تا اوستاکار شدم و توانستم برای خودم کار کنم. در ساختمان های در حال ساخت تهران کار می کردم. سال 90 بود که کاری در منطقه ولنجک تهران به من پیشنهاد شد. باید برای نمای خارجی ساختمان 9 طبقه ای جوشکاری می کردم.
تقریبا یک ماه کار کردم و تا طبقه پنجم کار را پیش بردم. اولین روز اردیبهشت ماه بود که آن اتفاق برایم رخ داد. آن روز در طبقه پنجم مشغول جوشکاری بودم که پایم به یکی از میلگردهایی که از ساختمان بیرون زده بود گیر کرد و تعادلم را از دست دادم. متاسفانه به خار اینکه نکات ایمنی را رعایت نکرده بودم از طبقه پنجم به طبقه منفی 3 سقوط کردم و مستقیم روی میلگردهایی که برای پی ریزی روی زمین کار گذاشته بودند افتادم.
بعد از سقوط روی میلگردها چه اتفاقی برایت رخ داد؟
یکی از میلگردها از زیر چانه ام وارد گردنم شد و از پشت سرم بیرون آمد. دست و پایم هم به شدت دچار شکستگی شد.
بی هوش شدی؟
نه بی هوشی در کار نبود. درد وحشتناکی تمام وجودم را فرا گرفته بود. به خاطر این که میلگرد وارد گردنم شده بود نمی توانستم صحبت کنم. صدای دوستم احد را می شنیدم که فریاد می زد و کمک می خواست. هیچ حرکتی نمی توانستم بکنم به همین خاطر همه فکر می کردند جانم را از دست داده ام. ابتدا با اورژانس بیمارستان تماس گرفتند. وقتی تکنسین های اورژانس آمدند و من را در آن وضعیت دیدند گفتند نمی توانند کاری برایم انجام دهند و باید از آتش نشانی کمک بگیرند.
چند دقیقه طول کشید تا اینکه ماموران آتش نشانی آمدند. فقط دستم را به سختی حرکت دادم تا آنها متوجه زنده بودنم شوند. وقتی آتش نشان ها فهمیدند زنده هستم دست به کار شدند تا نجاتم دهند. در موقعیت بدی گرفتار شده بودم. از طرفی یک میلگرد در گردنم فرو رفته بود و از طرف دیگر بین میلگردهای دیگر و دیوار گیر کرده بودم.
آتش نشان ها مجبور شدند برای بیرون کشیدنم قسمت بالا و پایین میلگردی را که در گردنم فرو رفته بود برش دهند. تازه آنجا بود که صدایم درآمد و شروع کردم به فریاد کشیدن و آه و ناله کردن. دو ساعت طول کشید تا میلگرد را بریدند و من را در حالی که میلگرد در گردنم بود به آمبولانس اورژانس منتقل و به بیمارستان شهدای تجریش انتقال دادند.
در بیمارستان چه اتفاقی افتاد؟
نمی توانستم روی تخت دراز بکشم. به همین خاطر روی یک ویلچر من را از این اتاق به آن اتاق می بردند. با کوچک ترین حرکتی، درد تمام وجودم را می گرفت و فریاد می زدم. آنقدر درد کشیدم که به حال نیمه بی هوش درآمدم.
صداها را می شنیدم که می گفتند او زنده نمی ماند و اگر شانس بیاورد و زنده بماند حتما قطع نخاع خواهدشد. حتی شنیدم که پزشک بیمارستان گفت آمپول مسکن به او بزنید تا درد کمتری بکشد. چندساعتی در بیمارستان تحت نظر بودم تا اینکه من را به اتاق عمل بردند. تا اینجا را به خاطر دارم اما وقتی از روی ویلچر بلندم کردند و روی تخت اتاق عمل خواباندند ناگهان درد شدید در سرم احساس کردم و بی هوش شدم و دیگر چیزی به یاد نمی آورم تا اینکه خودم را در کنار یک حوض آب دیدم.
حوض آب؟ ماجرای این حوض آب چیست؟
نمی دانم اسمش را چه بگذارم. خواب، رویا و یا عالم برزخ. آخرین صحنه ای که دیدم چراغ های اتاق عمل بود. بعد که چشمانم را باز کردم خودم را در کار آن حوض آب دیدم. گیج شده بودم و نمی دانستم کجا هستم. ناگهان دو مرد قد بلند که به سمت من می آمدند توجهم را جلب کردند. همه چیز خیلی عجیب به نظر می رسید. وقتی آن دو مرد به نزدیکی ام رسیدند چنددقیقه ای بدون اینکه حتی یک کلمه حرف بزنند به من خیره شدند و دوباره به راه افتادند. من هم ناخودآگاه به دنبالشان راه افتادم. همان ابتدای راه به چند در دایره ای شکل رسیدیم. از یکی از درها عبور کردیم و به سرزمین عجیبی رسیدیم.
خانه هایی را دیدم که در دل کوه بودند اما با خانه های ما فرق داشتند. در مسیر به یک سرزمین خشک و بی آب و علف رسیدیم. در آنجا اطراف یک زمین بزرگ را یک چادر مشکی رنگ کشیده بودند و موجوداتی مثل میمون وجود داشتند که مدام فریاد می کشیدند. بعد به سرزمین سرسبزی رسیدیم که خیلی زیبا بود. مادرم را که سال ها پیش فوت کرده بود آنجا دیدم اما وقتی خواستم به سراغش بروم آن دو مرد اجازه ندادند. کمی جلوتر که رفتیم پدرم را دیدم.
پدرم زنده است و وقتی او را در آنجا دیدم شوکه شدم. همین که خواستم به او نزدیک شوم ناگهان او تغییر قیافه داد و تبدیل به یک موجود وحشتناک شد و به طرف حمله کرد. هیچ راه فراری وجود نداشت تا اینکه یکی از آن دو مرد جلوی پدرم را گرفت و او آرام شد. همان مرد رو به من کرد و گفت چند سال پیش تو پدرت را آزرده کرده ای و باید از او حلالیت می طلبیدی.

آن دو مرد هیچ حرف دیگری با تو نمی زدند؟ اصلا چهره شان را دیدی؟
همه چیز مثل یک خواب بود. چیزهای عجیب و غریب زیادی آنجا وجودداشت. گاهی خیلی زیبا و گاهی آنقدر وحشتناک که حتی حالا هم که به یادشان می افتم بدنم به لرزه می افتد. آن دو مرد بیشتر با هم حرف می زدند. گاهی اوقات رو به من می کردند و می گفتند چرا فلان جا فلان کار را انجام داده ای و یا می گفتند یادت هست که به آن شخص در فلان جا کمک کردی.
این سفر عجیب و غریب تا کجا و کی ادامه داشت؟
آنجا چیزی به نام وقت و زمان معنی نداشت. بعد از گذشتن از سرزمین های زیادی که هیچکدام از آنها را به خاطر ندارم تااینکه وقتی به یک مکان عجیب رسیدیم ناگهان مردی از جایی مثل بالکن خانه پایین آمد و به آن دو مرد گفت این را چرا آوردید. قرار بود حسین اینجا باشد. بعد ناگهان خودم را در یک مزرعه دیدم که علف های بلندی داشت. تنها چیزی که احساس می کردم سرمای شدید بود و ناگهان همه چیز تاریک شد. وقتی دوباره چشمانم را باز کردم دیدم در بیمارستان هستم و دوستم احد بالای سرم است.
چه مدتی در آن وضعیت بودی؟
تمام این اتفاقات مثل یک خواب بود برایم به اندازه 10 دقیقه گذشت اما بعدها متوجه شدم بعد از اینکه پزشکان میلگرد را از گردنم بیرون می کشند 4 روز به کما می رودم و پس از آن هم می میرم.
جسدم را به سردخانه بیمارستان منتقل می کنند و خبر مرگم را به خانواده ام می دهند. آنها هم به سراغ کارهای مراسم خاکسپاری می روند. پس از حدود 7 ساعت که جسدم در سردخانه بود خانواده ام برای تحویل جسد مراجعه می کنند اما وقتی مسئول سردخانه جسدم را از یخچال بیرون می کشد تا به خانواده ام تحویل بدهد، ناگهان تکان می خورم و سر جایم می نشینم.
من که چیزی به خاطر نمی آورم اما شنیدم آن بنده خدا هم بلافاصله مسئولان بیمارستان را مطلع می کند. در معاینات متوجه می شوند ه من دوباره زنده شده ام. تقریبا 2 ماه در بخش آی سی یو تحت نظر بودم تا اینکه تا حدودی بهبود پیدا کردم و مرخص شدم.
خانواده ات در برخورد با این ماجرا چگونه با تو رفتار کردند؟ برایشان این ماجرا عجیب یا ترسناک نبود؟
ماجرا که عجیب بود اما ترسی نداشتند. بالاخره اتفاقی بود که رخ داده بود و دلیلی هم برای ترس وجود نداشت. راستش از اینکه من زنده بودم خیلی خوشحال شدند.
چقدر طول کشید تا توانستی سلامتی ات را به دست بیاوری؟
تا یک سال نمی توانستم راه بروم و یا غذا بخورم. حدودا 7 ماه طول کشید تا توانستم با کمک عصا کمی ره بروم. از طرفی قلبم دچار مشکل شده. پزشکان در تمام مهره های گردنم پلاتین کار گذاشتند و حتی الان پس از مدت ها نمی توان گردنم را تکان بدهم. نصف بدنم هم لمس است و از کار افتاده شده ام. تارهای صوتی ام نیز به شدت آسیب دیده و نمی توانم به درستی صحبت کنم. پزشکان می گویند باید هفته ای چهار جلسه فیزیوتراپی داشته باشم تا بدنم از کار نیفتد و بتوانم حرکت کنم اما باید هفته ای 400 هزار تومان برای فیزیوتراپی هزینه کنم از کجا این همه پول بیاورم به همین خاطر شاید در ماه یک بار بتوانم فیزیوتراپی بروم.
مگر بیمه نیستید و یا صاحبکارتان هزینه های درمانی شما را پرداخت نمی کند؟
کارگران ساختمانی بیمه نیستند. به همین خاطر مجبور بودیم همه خرج بیمارستان را خودان پرداخت کنیم. متاسفانه صاحبکارم زیر بار خرج دوا و درمانم نرفت. وقتی از دستش شکایت کردیم و کار به دادگاه کشید، وکیلش در جلسه حاضر شد و یک رضایت نامه به قاضی نشان داد که در آن نوشته شده بود که در روز حادثه در بیمارستان رضایت داده ام و درخصوص حقوقم از صاحبکار ادعایی ندارم. حتی اثر انگشت من هم روی آن رضایت نامه بود.
چند فرزند داری؟
2 پسر 6 ساله و 12 ساله دارم. دخترم هم 15 ساله است.
همسرت کار نمی کند؟
نه او از بچه ها نگهداری می کند. دست هایش درد می کند. پزشک گفته رگ های دستش گرفته و باید عمل شود. هزینه عمل دست هایش دو میلیون تومان است از کجا این پول را بیاوریم.

خانواده و اقوامت کمک نمی کنند؟
آنها خودشان مشکلات زیادی دارند و نمی توانند به من کمک کنند.
محمود صادقی و خانواده اش بعد از آن حادثه دلخراش روزگار سختی را پشت سر می گذارند چشم انتظار کمک خیرین
محمود پس از آن حادثه ازکارافتاده شد و این روزها فقط با یارانه زندگی شان را سپری می کنند. هزینه های درمانی او و خرج و مخارج بالای زندگی روزگار سختی را برای او و خانواده اش رقم زده و حالا این خانواده چشم انتظار کمک خیرین هستند تا سرپناهی برای زندگی پیدا کنند.
چقدر هزینه درمانت شد؟
برای ترخیص از بیمارستان باید 22 میلیون تومان پرداخت می کردیم.
این پول را از کجا آوردی؟
خانواده ام با قرض و بدهی این پول را فراهم کردند. وقتی تا حدودی سلامتی ام را به دست آوردم برای اینکه بدهی مردم را بدهم مجبور شدم خانه ام را در فردیس کرج بفروشم.
خانه تان را که فروختید کجا رفتید؟
مدتی به خانه خواهرم رفتیم تا اینکه فرد خیری پیدا شد و 7 میلیون تومان به ما پول داد. با این پول در یکی از مناطق حاشیه ای فردیس یک زیرزمین اجاره کردیم. برای همین زیرزمین باید ماهی 150 هزار تومان اجاره پرداخت می کردیم اما چون ازکارافتاده هستم و دیگر نمی توان جوشکاری کنم این پولم هم به جای اجاره خانه رفت و دوباره به خانه خواهرم برگشتیم.
اگر توانایی کارکردن نداری پس چطور خرج و مخارج زندگی ات را در می آوری؟
فقط یارانه. اگر یارانه ها نبود نمی دانستیم چه کار کنیم.
برای پیدا کردن شغلی که بتوانی انجام بدهی به جایی مراجعه نکردی؟
چرا. چند بار به شهرداری مراجعه کردم و از آنها خواستم تا حداقل برای یک بار هم که شده کیوسکی یا غرفه ای به من اجاره بدهند اما کارم را راه نینداختند. از اینکه سربار خواهرم و همسرم هستم خجالت می کشم. من فقط کار می خواهم. امیدوارم با کمک خیرین شغلی پیدا کنم که توان انجام آن را داشته باشم. برای یک مرد خیلی سخت است که در مقابل همسر و فرزندانش خجالت زده باشد.
برترینها
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 23 تير 1395 ساعت: 16:47
مذاکرات هستهای در زمان آقای احمدی نژاد آغاز شده بود اما باید توجه داشت طرف مقابل هم تمایل نداشت این کار را با آقای احمدی نژاد به نتیجه برساند و این یک واقعیت است.
قبل از مناظره ها به میرحسن موسوی پیام دادم که احمدی نژاد دروغ گو و بی حیا است. هر دوی این اتفاق ها افتاد. هم دروغ گویی هم بی حیایی. اما چرا شورای نگهبان با این مسئله برخورد نکرد؟
شاید من باید در سال ۸۸ همان زمان قبل از انتخابات به موضوع ورود پیدا کرده و به شدت هم مسائل را مطرح میکردم. اما باید این موضوع را در نظر گرفت که در تحلیل شخصیت آقای احمدی نژاد باید گفت احمدی نژاد سال اول ریاست جمهوری در سال ۸۴، سال دوم و تا سال آخر که متفاوت میشود و انحراف همینطور شدت یافت. در دور دوم نیز از فردای انتخابات و از میدان ولیعصر همه چیز را آغاز کرد.
این نکته نیز قابل توجه است که شاید باید زمان میگذشت و دستش رو میشد که در مقابل مقام معظم رهبری می ایستد، آن ۱۱ روز خانه نشینی را انجام میدهد، آقای مشایی را معاون خود میکند و میگوید مجلس در راس امور نیست. خیزی که آقای احمدی نژاد در دور دوم برداشت چیز دیگری بود.
اگر دقت کنیم میبینیم او (احمدینژاد)هیچ وقت و هیچ جا از فتنه صحبت نکرده و نمیکند چون خودش باعث و بانی فتنه ۸۸ بود.
انتخابات دور دوم آقای احمدی نژاد ۲۲ خرداد بود. من چهارشنبه همان هفته یعنی ۲۰ خرداد جلسه ای خصوصی با آقای #لاریجانی داشتم و با ایشان مطرح کردم که اگر آقای احمدی نژاد روی کار بیاید چه اتفاقی در کشور می افتد. گفتم که اگر ایشان مجددا روی کار بیاید کشور خسارتی میبیند که قابل جبران نیست. اگر آمریکا و اسرائیل قصد تضعیف جمهوری اسلامی را دارد ایشان همه کارها را در این راستا انجام میدهد. من به آقای لاریجانی گفتم شما به عنوان رییس قوه مقننه اگر میتوانید کاری کنید که از انتخاب مجدد ایشان جلوگیری شود. آقای لاریجانی هم در آن جلسه به گفتند من نمیدانم این چه پدیده ای است که نمیتوانیم کنترلش کنیم.
حتی من به آقای میرحسین موسوی قبل از مناظره ها پیغام دادم که آقای احمدی نژاد دو موضوع را دنبال میکند. اول اینکه دورغ میگوید دوم هم اینکه بی حیا است و در مناظره با آقای موسوی هر دو این اتفاق ها افتاد، هم بی حیایی هم دروغ گویی. دروغ گویی آن مدرکی بود که از خانم رهنورد نشان داد که بعدا هم من گفتم اگر ایشان ۴ سال رییس جمهور بوده و این موضوع را میدانسته چرا آمده و پشت تلویزیون گفته؟ که بعدا هم سازمان بازرسی کشور اعلام کرد این موضوع واقعیت نداشته است. دروغ گویی و بی حیایی در این جایگاه و در برنامه زنده تلویزیونی چه معنی دارد؟ چرا شورای نگهبان با این مسئله برخورد نکرد؟
منبع: ایسنا
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 2:49
بخشهایی از اظهارات این نماینده پیشین مجلس درباره عزل منوچهر متکی را در ادامه بخوانید؛
*بحث عزل آقاي متكي در زماني كه خارج از كشور بود هم مباحث خاص خودش را داشت. بحث خانهنشيني و غيره و مجموعه اين اتفاقات كه به نام قانونگريزي از آن ياد ميكنيم و به ويژه جريان انحرافي كه تبديل به يك جريان بسيار مرموز و خطرناك شد، طي تذكراتي به احمدينژاد انتقال داده شد اما ايشان توجهي نميكرد. مجموع اين رفتارها، برخي دوستان را در مجلس به اين باور رساند که باید يك جا اين مسائل متوقف شود. حتي در يكي از جلسات محرمانه موتلفه در كوچه آذر روبه روي مجلس بحث رفت و آمد بزرگان به منزل احمدينژاد در زمان خانهنشيني بود كه چرا او اين كار را انجام ميدهد. در نهايت آقاي بادامچيان به عنوان نماينده اصولگرايان نزد احمدينژاد رفت و به او گفته بود بياييد و به كارتان در دولت برسيد كه احمدينژاد در جواب گفته بود مگر بايد از بزرگان حرف شنوي داشته باشم؟ وقتي اين موضوعات بين دوستان مطرح شد. ديگر عزم ما براي سوال از رئيسجمهور جديتر شد.
*حرف هاي رئيسجمهور وقت يعني آقاي احمدينژاد و معاون پارلماني ايشان درباره آقاي متكي هيچ كدام صحت نداشت. متكي بسيار انسان شريف، صديق، دوست داشتني و با خدايي است و اهل دروغ و مبالغه نيست. يكي از موضوعاتي كه مطرح شد، اين بود كه به حيثيت كشور لطمه زده شده؛ وزير خارجه كشور رفته است به كشور ديگري براي مراودات سياسي و هر آنچه بوده به پادشاه يا رئيسجمهور كشور مقصد گفته است. مطرح كردند ايشان وزير نبوده است؛ سوال ما اين است اگر ايشان وزير نبوده، چرا فرستاده شد كه برود در يك نشست مهم بينالمللي حضور پيدا كند. گفتند ايشان تا دوشنبه وزير بوده و بعد عزل شده است. اگر تا دوشنبه بوده پس چرا صبر نكرديد متكي از سفر برگردد و بعد اقدام كنيد؟ گفتند اين تصميم قبل سفر بوده چون برنامه سفر چيده شده بود، آقاي رئيسجمهور نامه عزل را نوشته و به دفتر داده و گفته بود دوشنبه كه از سفر برگشت اين نامه را بدهيد اما چون متكي روز دوشنبه نيامد سيستم كار خودش را كرد كه اين موضوع براي يك كشور و يك سيستم خيلي زشت است و خندهدار است اين قدر بينظمي باشد كه رئيسجمهور نامهاي درباره وزيرش به دفتر بدهد و بگويد اين را روز دوشنبه اجرا كن.
*متكي به هيچوجه با هواپيمای شخصي به آن سفر نرفته بود، ما بليتهاي سفر ايشان را بررسي كرديم. اصلا چنين چيزي نبوده كه ايشان با هواپيماي شخصي سفر برود. رفتن به اين سفر يك برنامهريزي دو سه ماهه نياز دارد و يك شبه نبوده است. بليتها و نوع هواپيما و تاريخ رفت و برگشت سفر هم مشخص است. گويا در يكي از سفرهاي آقاي احمدينژاد و تيمش به آمريكا و سازمان ملل، يك شب از شبهاي سفر، مشايي، متكي را صدا ميكند و به او ميگويد: «برويد و زمينه مذاكره پشت پرده با سران آمريكايي را تدارك ببينيد تا نشستي داشته باشيم». آنجا متكي با تعجب به مشايي ميگويد:«اين كار در اختيار بنده نيست، اين اتفاق بايد با نظر بزرگان كشور صورت گيرد، آيا در جريان و موافق اين كار هستند؟» مشايي آنجا با لحن تندي ميگويد اين حرفها چيست كه ميزنيد و شما برويد اين كار را انجام دهيد، در حقيقت اين كار به فرد ديگري ارتباط ندارد. آقاي متكي اين كار را نكردند، موضوع را انتقال دادند و كليد اختلاف از اينجا زده شد تا جايي كه اقدام به عزل، نقطه جوش اختلاف بود كه البته از احمدينژاد اين كارها بعيد نبود.
*روزنامه ارمان
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 2:49
پس از این دیدار الهام چرخنده با چشم پوشی بر حداقل های اخلاقی مبنی بر حفظ هویت این کودکان، علی رغم قولی که به مسئولین خیریه داده بود عکس های این عزیزان را در تمامی صفحات مربوط به خود منتشر کرد که با اعتراض مسئولین خیریه و واکنش مردم رو به رو شده است.
یکی از سرپرست های خیریه عنوان کرده که اگر میدانستیم خانم چرخنده قرار است اینگونه بی اخلاقی کند، هیچگاه اجازه ملاقات با ین کودکان داده نمیشد.
لازم به ذکر است با تمام اعتراض های وارد شده، این بازیگر هنوز اقدام به پاک کردن این عکس ها نکرده است.

گهر
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 2:49
مراسم نماز عیدفطر محفلی از هم نشینی سیاسیون در کنار هم بود از کنار هم نشستن سعید جلیلی و عراقچی تا تنهایی محمود احمدینژاد.
مراسم عید سعید فطر با حضور گسترده مردم نمازگزاران چهارشنبه-16 تیر- در مصلی تهران برگزار شد. در ابتدای این مراسم بعد از تلاوت قرآن، مهدی سماواتی و میثم مطیعی به مدیحه سرایی پرداختند.
علاوه بر چهرههایی همچون حسن روحانی و آیت الله هاشمی که رهبری را در حین ورود به جایگاه نماز همراهی کردند، سایر مسئولان کشوری و لشکری نیز در این مراسم حضور داشتند.
در تصاویری که رسانه ملی از این مراسم منتشر کرد، حضور علی لاریجانی و آیت الله آملی لاریجانی و حسن روحانی سران سه قوه و همچنین آیت الله هاشمی رفسنجانی به چشم میخورد.
شخصیتهایی چون اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهوری، نهاوندیان رئیس دفتر رئیس جمهور، نعمت زاده وزیر صنعت از هیئت دولت به مراسم آمده بودند.
از اهالی مجلس خبرگان نیز چهرههایی همچون آیت الله جنتی رئیس مجلس خبرگان و محسن اسماعیلی عضو مجلس حضور داشتند. آیت الله جنتی نماز عید فطر را در کنار آیت الله آملی لاریجانی و حسن روحانی اقامه کرد.
از دیگر نکات حاشیه ای این مراسم هم نشینی عباس عراقچی مذاکره کننده ارشد کشورمان با سعید جلیلی بود، علی اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی نیز چهره دیگر هستهای حاضر در این مراسم بود.
در ردیف اول هم احمدینژاد با فاصله معناداری از دیگر مسئولان در صف نماز جای گرفت. سیدرضا تقوی از جمله سیاسیونی بود که بعدا در کنار او قرار گرفت. از میان این جمع هم نشینی قالیباف با سردار رحیم صفوی دو هم رزم قدیمی نیز جالب توجه بود.
پیش از نماز نیز علوی وزیر اطلاعات هم نشین سرلشکر باقری شده بود و با رییس کل جدید ستاد کل نیروهای مسلح به خوش و بش پرداخت.
از اهالی مجلس نیز علی مطهری و مسعود پزشکیان نواب رییس مجلس، فرید موسوی نمایند لیست امید مجلس در کنار چهرههایی ، غلامعلی حدادعادل، غلامرضا مصباحی مقدم نمایندگان سابق مجلس در صف اول نماز عید فطر نشسته بودند.
مهدی چمران رییس شواری شهر تهران، دولت آبادی دادستان تهران، منتظری رییس دیوان عدالت اداری و همچنین افرادی همچون سردار عزیز جعفری فرمانده کل سپاه ، ناصر سراج رییس سازمان بازرسی کل کشور، جاسبی رئیس سابق دانشگاه آزاد، حسین شریعتمداری، علی اکبر ولایتی، سردار نقدی، سیداحمد خاتمی، امیر اسماعیلی فرمانده پدافند هوایی کشور، و ... حضور داشتند. گپ و گفت فرمانده سپاه با مدیرمسئول کیهان از نکات قابل توجه این مراسم بود.
خبرآنلاین
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 19 تير 1395 ساعت: 8:35
دروازه بان سابق پرسپولیس دوباره از تیپ جدید خود رونمایی کرد.
دروازه بان جدید میوندالن نروژ گویا با وجود تغییر رویه اش در فوتبال، قصد دارد در خارج از زمین مثل گذشته عمل کند. سوشا مکانی که به دلیل شکل لباس پوشیدنش بارها جنجال ساز شد، به محض آنکه وارد تهران شد از لباس های جدیدش رونمایی کرد. این هم تیپ جدید مکانی که می تواند برای همه جالب باشد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 19 تير 1395 ساعت: 8:35
براساس فیشهای منتشر شده در رسانههای مخالف دولت، علی صدقی، مدیرعامل سابق بانک رفاه، ماهانه 23 میلیون و 400 هزار تومان حقوق دریافت میکرده است.
این در حالی است که براساس جدول مورد اشاره، تنها بخشی از بذل و بخششها در تأمین اجتماعی، 5 میلیارد و 793 میلیون تومان بوده است. به عبارت دیگر، تخلفات تأمیناجتماعی در زمان مرتضوی تنها مطابق این جدول، 24.7برابر مجموع دریافتیهای صدقی در 10 ماه بحثبرانگیز و معادل حقوق 20 سال وی است. حال اگر این رقمها را با احتساب نرخ تورم به مبالغ امروز حساب کنیم، میزان پاداشهای ارائه شده در سازمان تأمیناجتماعی به عنوان بخش کوچکی از تخلفات در این سازمان که 18 میلیارد و 644 میلیون است، 79 برابر دریافتی صدقی در 10 ماه و معادل حقوق 64 سال وی میشود.
ایران
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 20:01
دروازه بان سابق پرسپولیس دوباره از تیپ جدید خود رونمایی کرد.
دروازه بان جدید میوندالن نروژ گویا با وجود تغییر رویه اش در فوتبال، قصد دارد در خارج از زمین مثل گذشته عمل کند. سوشا مکانی که به دلیل شکل لباس پوشیدنش بارها جنجال ساز شد، به محض آنکه وارد تهران شد از لباس های جدیدش رونمایی کرد. این هم تیپ جدید مکانی که می تواند برای همه جالب باشد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 20:01
معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه معلمان از فقر نمی نالند از فرق مینالند، گفت: معلم اگر بداند از او حمایت می شود با جان و دل کار خود را ادامه می دهد.
وی با بیان اینکه نباید نگاه سیاسی در انتصابات داشته باشیم، خاطر نشان کرد: باید از نگاه یک طرفه به فرد یا جریان سیاسی در انتصابات جلوگیری کنیم و به دنبال شایسته سالاری و استفاده از افراد توانمند باشیم.
کفاش ورود سیاست به آموزش و پرورش را ضروری اما کنترل شده دانست و عنوان کرد: باید بگذاریم سیاست تا جایی که دانش آموزان کشش آن را دارند و به بلوغ اندیشه رسیده اند، ورود پیدا کنند و نباید از شور و نشاط سیاسی در میان دانش آموزان جلوگیری کرد.
معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه دولت تدبیر و امید وعده این را می دهد که از استعداد های برتر هرمزگان چه در وزارت خانه آموزش و پرورش و چه در دیگر وزارت خانه ها استفاده کند، گفت: به نظر من هرمزگان استان محرومی نیست زیرا به استانی محروم گفته می شود که فاقد نیروی توانمند و کارآمد باشد زیرا نیروی انسانی کارآمد است که محرومیت را می زداید.
وی با بیان اینکه دولت تدبیر و امید مظلوم ترین دولت نظام جمهوری اسلامی ایران است، خاطرنشان کرد: وظیفه معلمان در سال تحصیلی پیش رو آماده سازی شرایط برای حضور پرشور اولیا و دانش آموزان در انتخابات سال 96 و خلق حماسه ای دیگر است.
وی افزود: ما در آموزش و پرورش نه ستاره داریم نه درجه ما همه معلم هستیم لذا در آموزش و پرورش تغییرات عمودی نیست به همین دلیل آرام و بی سر و صدا صورت می گیرد.
معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش با تاکید بر اینکه مدیر کل آموزش و پرورش بدون کمک و حضور مردم و معلمین استان موفق نمی شود، ادامه داد: امروز روز رقابت نیست روز کمک، همکاری و حرکت دسته جمعی است
کفاش در ادامه سخنان خود گفت: مدیریت در آموزش و پرورش جمعی است و فرد گرایی بزرگترین آفت است، مدیر نباید به فرد یا جناحی تمایل بیش از حد داشته باشد و همه ارکان مختلف آموزش و پرورش باید با نگاه پدرانه و عادلانه نگریسته شوند تا خود را کنار نکشند و در حرکت آموزش و پرورش سهیم شوند.
وی تاکید کرد: ما باید در آموزش و پرورش بسیار حکیمانه رفتار کنیم چون رفتار و کردار ما الگوی جامعه است
معاون پرورشی و فرهنگی وریر، آموزش و پرورش را مکان فکر و توصیه های سیاسی دانست و گفت: وظیفه ما این است که منطقی و علمی از مواضع سیاسی دولت و حرکت های رییس جمهور دفاع کنیم و از مشارکت دادن دانش آموزانی که هنوز به بلوغ فکری و سیاسی نرسیده اند در سیاست خودداری کنیم.
کفاش ادامه داد: اگر آموزش و پرورش نسل جوان را توجیه نکند نباید از کس دیگری انتظار داشت، دور نگه داشتن جوانان از سیاست و یا احساسی و با زور وارد شدن به مراتب ضررهایش را نشان می دهد ما باید منطقی رفتار کردن را یاد بدهیم.
معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش وفاداری به دولت در آموزش و پروش را اولویت دانست و عنوان کرد: ما باید نشان دهیم که کسی طرفدار دولت تدبیر و امید است که صادقانه در راه حکومت قدم برمی دارد.
حمید رضا کفاش معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش گفت: جامعه شناسی آموزش و پرورش برمبنای پست و مقام نیست اگر این حرکت بزرگ اجتماعی ایجاد شد منافعی در کنار این حرکت بوجود می آید.
وی تاکید کرد: ما حق نداریم فرزندانمان که می توانند گره های آینده را باز کنند با نا توانی و ضعف های خود مایوس کنیم . جوان با امید به آینده زنده است ما موظف به گسترش امید در جامعه هستیم.
کفاش اضافه کرد: وجود 36 هزار شهید دانشآموز و بیش از 5000 شهید معلم فرهنگی در کشورمان نشانه روشنی از تکلیفگرایی و روحیه اعتقادی خانواده آموزش و پرورش است. 150 هزار ایثارگر، 28 هزار جانباز فرهنگی معلم، 4500 آزاده معلم، 75 هزار رزمنده ایثارگر و 14 هزار و 500 فرزند شهید معلم و مربی را در مجموعه وزارت آموزش و پرورش خدمت میکنند.
کفاش در پایان بیان کرد: دولت تدبیر و امید تنها براساس شایسته سالاری دست به انتخاب افراد می زند و به هیچ وجه سیاسی کاری را در این امر دخیل نمی داند و شایسته نیست تنها به دنبال بیان ضعف ها باشیم بلکه در نظام جمهوری اسلامی اقدامات ارزشمندی صورت گرفته که باید به بیان نقاط روشن بپردازیم.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 20:01
چندی پیش خبر ازدواج رضا قوچان نژاد با خواهر ساره بیات که یکی از هنرمندان مشهور کشورمان است در رسانه ها بازتاب گسترده ای داشت.
سروین بیات که به دلیل شغل همسرش این روزها در هلند زندگی می کند، تصاویری در صفحه اجتماعی خود منتشر کرده که نشان می دهد پوشش متناسب با یک خانواده ایرانی را رعایت نکرده است.
در روزهایی که شبکه های اجتماعی بسیار فراگیر شده، بدون شک انتشار این تصاویر آن را از حالت خصوصی درمی آورد. خوب است مسئولین فوتبال کشورمان به بازیکنان ملی پوش تذکرات لازم را گوشزد کنند.



جام نیوز
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 15 تير 1395 ساعت: 8:41
یک دانشآموز در رودخانه شهرستان سرباز سیستان و بلوچستان طعمه تمساح شد.
ظهر امروز زمانی که اهالی روستا کشاری شهرستان سرباز برای برداشت آب از پایین دست سد پیشین به رودخانه میروند یک دانشآموز نیز به اتفاق اهالی به نزدیک تالاب میرود که در این هنگام تمساحی با عکسالعمل سریع این دانشآموز را به زیر آب فرو میبرد. جسد این دانش آموز با کمک اهالی روستای کشاری از زیر آب بیرون آورده شد.
مدیرکل محیط زیست سیستان و بلوچستان ضمن تایید این خبر اظهار کرد: متاسفانه این دانش آموز به دلیل ماندن در زیر آب و به دلیل خفگی جان خود را از دست میدهد.
سعید محمودی افزود: منتظر نظریه پزشکی قانونی در این زمینه هستیم.
فارس
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 7:26